lovecity
روزها در فكروشب ها خواب ميبيم تورا/ خواب شب بيهوده است بيدار ميخواهم تورا
lovecity
ارام گفت دلتنگم.چیزی نگفتم تکرار کرد وهی ناز کردم؛بلند گفت و هی سکوت کردم خیال میکردم همیشه هست رفت و من ماندم و این غرور لعنتی..........
lovecity
اندازه پنـــــــــــــــج دَقـــــــــــیقـــه.. نه بیشتــر... دلــــم می خواست بغلت کنم. محــــکم...همین...!
lovecity
یک صندلی خالی کنار رویاهام از آن توست بنشینی یا بروی ، دوستت دارم . . .
lovecity
اگه کسی ازم پرسید: یارت چگونه بود؟ میگم:نامرد نبود،تا آخرش بود، اماقسمت نبود...
lovecity
همه میگویند که دلشان شکسته است. ولی دلی برای من نماند تا این جمله را بگویم. لعنتی دل من را هم با تمام داشته ها و نداشته هایم برد
lovecity
............................................................................................................ دیگه خسته شدم
lovecity
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست قانعم ، بیشتر از این چه بخواهم از تو گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست .
lovecity
این گل تقدیم شما............
lovecity
اینم از مملکت ما. با مجسمه داره لب میگیره
lovecity
برای دوست داشتن وقت لازم است، اما برای نفرت گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.
lovecity
میدونی فرق تو با ابر چیه ؟ از ابر بارون میباره ، از تو معرفت !
lovecity
خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟ بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری خدا جون میگن تو خوبی مثل مادرا می مونی اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟ خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟ من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟ خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره اون می خواد که من نباشم باشه اشکالی نداره خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت خدا جون می شه تو امشب منو تو بغل بگیری؟ بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری....