دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

lovecity
مرد - مجرد
امتیاز: 478

دنبال‌شدگان

(74 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(82 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

lovecity
lovecity

یکی از کارای شیطانیم اینه که وقتی دوستام شماره دانشجویی و رمزشونو بهم میدن تا نمرشونو ببینم، بعد از دیدن نمرشون میزنم رمزشونو عوض میکنم و بهشون نمیگم که بلند شن برن دانشگاه پیش مدیر گروه... بعله یه همچین شخصیم ^_^

lovecity
lovecity

امشب دلم تنگه واقعا واسه خدا واسه ارزوهام واسه قرآن و جا نماز دعا و گریه دلم کمی خدا میخواهد/پس الهی مرا یک نگاهی... آمین...

lovecity
lovecity

ﺑﻔﻬــــــــــــﻡ! ﺍﮔﺮ ﺗﻼﻓﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ، ﻧـَﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ... ﺍﮔﺮ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨﻢ ، ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ " ﺗﻮ " ﮔﻔﺘﻢ ؛ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻣﯿﺸﻪ ... ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﻫــــــــــﯿﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﻪ ...

lovecity
lovecity

دلـــــــــم یک دنیا تنهایی میخواهد.... بایک عالــــــمه تــو... وتمام گوشــــه کنارهای قـلبت..... لایک: .... o_o

lovecity
lovecity

اینروزها که هنوز نیستـنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم .. ساکتم .. حرف نمیزنم. نه که چیزی برای گفتن نباشد . . . نه! به این سکوت پیله کرده ام . . . نه که ندانم چه بگویم . . . نـــه!! اینروزها من از همیشه پر تر از حرفــم! از همیشه بیشتر گفتنی ها دارم . . . ولی من ماندم و یک عـــــــالمه ناگفته هایِ ناشنیده .. حرفهایم را جمع میکنم میگذارمشان گوشه ای روشن، میان دلــــــم! میگذارمشان یک گوشه ی دلم و آنها را هر روز گردگیری میکنم و یادشان می اُفتم و خلاصه آنقدر نگهداریشان میکنم . . . تا روزے که تو بیایــے !.!.! روزی که تو باشی و بخواهی برایت حرف بزنم! تا وقتی برمیگردی اتاقم پر از دوست داشتنی های تو باشد!

lovecity
lovecity

این آخرین باربود دیگرحرف دلم را برای کسی عریان نمیکنم صداقت یعنی حماقت

lovecity
lovecity

دیدی بچه هایی رو که قهر میکنن و شام نمیخورن میرن تو اتاقشونو و در رو میبندن انقد نمیان بیرون تا مامانشون بیاد بگه دیگه قهر بسه قبوله فلان چیزو برات میخرم حالا بیا شامتو بخور؟ منم امشب موقع افطار نرفتم سر سفره رفتم تو اتاقم و در رو بستم به این امید که خدا بیاد بهم بگه قهر بسه قبوله اون کسی رو که میخوای بهت میدم حالا بیا افطار کن . . . :‏(‏

lovecity
lovecity

ببینمت. . . گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . . باز با ;باران ; قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها . . . فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد

lovecity
lovecity

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي !

lovecity
lovecity

دلم کمی خدامیخواهد.... کمی سکوت... کمی آخرت... دلم دل بریدن میخواهد... کمی اشک... کمی بُهت... کمی آغوش آسمانی... دلم یک کوچه میخواهد بی بن بست!!! و یک خدا!!!! تا کمی قدم بزنیم... فقط همین!

lovecity
IMG_0178-1.jpg lovecity

چطوره؟

lovecity
lovecity

[!] یه چیزی بدجور ذهنمو در گیر کرده ، به این دوتا ضرب المثل دقت کنید : حالا طرف یه شکری خورد !!! ببخشید میون کلامتون شکر !!! آیا معنی شکر در دو جمله یکی است ؟؟؟ آیا با گفتن جمله دوم به ما توهین میشه ؟؟؟

lovecity
lovecity

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﻏﺬﺍﺷﻮ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﯾﮏ ﮔﺎﺯ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﺶ ﺧﻮﺭﺩ ﺭﻓﺖ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻏﺬﺍﯼ ﻃﺮﻑ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﻠﻌﯿﺪﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻧﮕﻮ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺸﻮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﻟﻔﺮﺍﺭ

lovecity
lovecity

اعتراف می کنم بچه که بودم و تازه مسواک زدن رو یاد گرفته بودم، موقع مسواک زدن به جای اینکه مسواک رو تکون بدم، سرم رو با شدت در جهات مختلف تکون می دادم و مسواک رو همینطور ثابت نگه می داشتم. تا یه ربع بعد مسواک زدن سرم گیج می رفت!

lovecity
lovecity

من از بچگی یه ستاره رو نشون کردم تو آسمونو هر شب میگفتم این ستاره منه، وقتی فهمیدم چراغ دکل مخابراته کمرم شکست،یعنی شکستاااا،به معنی واقعی کلمه!