دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

lovecity
مرد - مجرد
امتیاز: 478

دنبال‌شدگان

(74 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(82 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

lovecity
lovecity

اینجا دختری به تنهایی می نشیند و به افق می نگرد… هیچکس در این حوالی،لیاقت عاشقانه هایش را ندارد…

lovecity
lovecity

کجا گمت کردم!!!!! دیگرنه صدایت را میشنوم،نه میبینمت،خدا لعنتت کند دل چه به روزم آوردی

lovecity
lovecity

ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ

lovecity
lovecity

و چقــــدر دوســـت داشتنـــی هستنـــد٬ آدمهـــایــــی کـــه شبیـــه حـــرفهـــایشـــان هستنــــد

lovecity
lovecity

زیـباتـریــن لبـاسى كـه میـــتـوانـد زن را بـپـوشانـد ؛ بــازوهـاى مــردیــستــــ كهـ دوستــش دارد .

lovecity
lovecity

شایدآرامتر میشدم فقط وفقط.. اگرمیفهمیدی.. حرفهایم به همین راحتی که میخوانی نوشته نشده اند!!!!

lovecity
lovecity

شک نکن !! درست در لحظه ی آخر ، در اوج توکل و در نهایت تاریکی... نوری نمایان می شود... معجزه ای رخ می دهد... خدا از راه میــرسد...!

lovecity
lovecity

خدایا .... ساده از خطا هایم بگذر ! همانگونه که ساده از آرزوهایم گذشتی ... !!!

lovecity
lovecity

رفته بودم مسجد واسه نماز جماعت...! صف تشکیل دادیم جلوی من یه پسر 4 5 ساله با باباش نشستن و بغل دست منم دو تا غریبه امام جماعتم پیر بود نمازو شروع کرد چون پیر بود آروم آروم میخوند یه دفعه وسط رکعت دوم اون بچه هه از نماز پاشد رفت بالا منبر شروع کرد به خوندن شعر بغلیای من که داشتن با لبخند ملیح نماز میخوندن منم همینطور یهو بابائه تشهد رکعت دوم که تموم شد نمازو ول کرد عینهو پلنگ گرسنه رفت سمت پسرش پسره رو میگی فرارو به قرار ترجیح داد و اون بدو بابائه بدو اون پسره هم ریزه میزه بود هم تند و تیز میدوئید از وسط صف میدوئید یه دفعه گفت کمـــــــــــــــک یکی منو از دست این ب*ی*ن*ام*و*س نجات بده! آقا اینو که گفت همه داشتن زمینو گاز میگرفتن هیچی دیگه از اول خوندیم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
lovecity
lovecity

عمومینا اومدن خونمون دخترعموم 3سالشه یه دفه پریده تو اتاق میگه من توی زندگیتم ولی نقشی ندارم اصن یکم قر داده منم داشتم پا چشای اندازه قابلمه نگاش میکردم بعد شروع کرده ادای رقص عربی در اوردن......ینی کارش درس بود در حد لالیگا منم داشتم اون اطراف دنبال افق میگشتم که گفت افق از مد افتاده برو تو دریا خودتو غرق کن.... هیچی دیگه برنامه گذاشتم اخر هفته یه سر به دریا بزنم... دختر عمویه باحاله داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

lovecity
lovecity

اغا دیروز رفتم سمینار عشق و ازدواج واین چیزایِ دکتر بهروز ،اغا به جمله گفت کل شرکت کننده ها رفتن تو آمپاس گفت:"چیه هی میگین عاشقش شدم بدون اون نمی تونم اگه بنا بود هر کی عاشق شد حتما به عشقش برسه که یا جمعیت دنیا خوب بود دو برابر الان باشه و یا نصف شماها الان تو فاضلاب بودین" آخه دکتر چرا این جوری میگی خب چرا گذشتمون رو به رومون میاری فاضلاب......................

lovecity
lovecity

بچه برادرم به دنیا اومد.....زن داداشم رفته به دکتر میگه:آقای دکتر حال بچم چطوره؟ دکتر در اومده میگه: متاسفانه ناقص به دنیا اومد. زن داداشم تو بیمارستان یه جیق زد و گفت نه!!!!مشکلش چیه؟ دکتره بی مزه میخنده و میگه دندون نداره!!!! . . جاتون خالی ما هم ادبش کردیم دیگه از این شوخیا نکنه...

lovecity
lovecity

من از بچگی یه ستاره رو نشون کردم تو آسمونو هر شب میگفتم این ستاره منه، وقتی فهمیدم چراغ دکل مخابراته کمرم شکست،یعنی شکستاااا،به معنی واقعی کلمه!

lovecity
lovecity

[!] یه چیزی بدجور ذهنمو در گیر کرده ، به این دوتا ضرب المثل دقت کنید : حالا طرف یه شکری خورد !!! ببخشید میون کلامتون شکر !!! آیا معنی شکر در دو جمله یکی است ؟؟؟ آیا با گفتن جمله دوم به ما توهین میشه ؟؟؟

lovecity
lovecity

اعتراف می کنم بچه که بودم و تازه مسواک زدن رو یاد گرفته بودم، موقع مسواک زدن به جای اینکه مسواک رو تکون بدم، سرم رو با شدت در جهات مختلف تکون می دادم و مسواک رو همینطور ثابت نگه می داشتم. تا یه ربع بعد مسواک زدن سرم گیج می رفت!