lovecity
وقتی یه دختری یه پسری رو دوست داره هیچ کسی از این موضوع خبر نداره به جز خود دختره ولی وقتی یه پسری عاشق یه دختری میشه همه ازین موضوع خبر دارن به جز خود دختره
lovecity
دختر همسایمون زنگ خونمون زده رفتم درو باز کردم میگم سلام بفرمائید میگه : سلام، خونه اید؟؟!؟ گفتم نه منو که می بینی آخرین مدل پیغام گیر هستم
lovecity
آنچه مردم را دانشمند می کند ،مطالبی نیست که می خوانند بلکه چیزهایی است که یاد می گیرند. جرج برنارد شاو
lovecity
بسيار نادر هستند کلماتي که ارزششان بيشتر از سکوت باشد. هانري دونومتر
lovecity
از دختره پرسيدم با كدوم مرورگر با اينترنت داري كار ميكني؟ سافاري؟ اكسپلورر؟ اپرا؟ فايرفاكس؟ ميگه با اون كه اولش گوگل رو باز ميكنه !!! اصلا بغض گرفتم به قرعان
lovecity
امشب ؛ هنگام خوابیدن با خود قدری فکر کنیم … امروز چه کرده ایم که فردا لایق زنده ماندن باشیم … .
lovecity
میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم می فهمی چی میگم بهت می بینی خستگیمو میشه بذارم پیش تو چند روزی زندگیمو میشه بشینی پیشم و یه شعر برام بخونی امشب یه کم تنها شدم میشه پیشم بمونی ... انگار یه بغضی تو گلوم داره شکسته میشه اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم... میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم می فهمی چی میگم بهت می بینی خستگیمو میشه بذارم پیش تو چند روزی زندگیمو میشه بشینی پیشم و یه شعر برام بخونی امشب یه کم تنها شدم میشه پیشم بمونی ... انگار یه بغضی تو گلوم داره شکسته میشه اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم... میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم...
lovecity
فندک وپایپم را بیاورید،و تمام خماران را مژده دهیدکه بهترین جنس دنیا اینجاست و بیایند امشب شیشه شکسته ی دل من رابکشند...!
lovecity
“دوستت دارم را برای هر دویمان فرستادی
هم من ، هم او
خیانت میکردی یا عدالت ؟
lovecity
گفته بودم بی تو سخت میگذرد بی انصاف ! حرفم را پس میگیرم بی تو انگار اصلا نمیگذرد …
lovecity
شناخت ما از درون خویش آن اندازه هست که بتوانیم انتخابی درست در بدترین زمانها داشته باشیم باید به نتیجه گیری خود احترام بگذاریم . حکیم ارد بزرگ
lovecity
لبــــخـند کـه مــی زنـــی .. یـــوسفـی مـی شـــــوم .. کـه بـی هیــــچ بـَــرادری .. در چـــــال ِ گــــونـــه ات ، گــُـــــــــــم می شـــوم ! .
lovecity
درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــد ن، مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید، شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی...! و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام... تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان.... دیوانـــــه، خود خــــواه،بی احساس................. نمیــــفروشــــــــم..!!!!
lovecity
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم، باهات قهرم، دیگه تموم، دیگه دوستت ندارم...! وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس؟ غلط میکنی که میری! مگه دست خودته؟ رفتن به این راحتی نیست...! اما نمیدانم چه حکمتیست که آدمی , همیشه اینجور وقتها میشنود: به جهنم...!
lovecity
یه میز هرچقدرم که گرون قیمت و شیک و سلطنتی باشه اگه ۴تا پایه ش مثل هم و یه اندازه نباشن میز نمیشه … کسی رو پیدا کن که پایه ت باشه !