lovecity
نیازی نیست اطرافمون پر از آدم باشه …
همون چند نفری که اطرافمون هستند ، آدم باشند کافیه !
lovecity
در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی !
lovecity
میـدآنی ،گـآهی سـَنگــدِل تـَریـن آدم دُنیـآ هـَم که بـآشی ،ی
ـک آن، یـآد کـَسی روی قـفـَسهـ سیـنهـ اتســَنگــینی میکــُنــَد
آنوقــت به طــور کـآملا غریزی،نـَفــَس عمیـقی میکــِشی
تـآ ســَنگ کـــوب نـَکـُنی...
باور کن... ...
lovecity
مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر ، بی کسی هم عالمی دارد . . .
lovecity
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست قانعم ، بیشتر از این چه بخواهم از تو گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست .
lovecity
گه یه زن تو رو اونقدر دوس داشته باشه که از آرزوهاش بخاطرت بگذره، از خدا یه عمر تازه بخواه! یه عمر واسه خوشبخت کردنش خیلی کمه!
lovecity
می دونی فرق تو با فرقون چیه ؟ فرقون گِل می بره ولی تو دل میبری
lovecity
می دونی فرق تو با انار چیه ؟ انار هزار دونس ولی تو یه دونه ای !
lovecity
میدونی فرق تو با ابر چیه ؟ از ابر بارون میباره ، از تو معرفت !
lovecity
خوشا به حالت ای دوست، هوای گریه داری ! در این بغض گلوگیر، من رویای گریه دارم ... .................................................. .....دلت گرفته ای دوست، فدای سوز آهت .................................................. .....مخور غم زمانه، عادت به فتنه دارد .................................................. .....حاجت به هیچ گریز نیست .................................................. ................................درب قفس که باز است .................................................. .................................................. ........کی حس پریدن این بال شکسته دارد ... .................................................. .....ما دل شکستگانیم، راه سفر دراز است .................................................. .................................................. ........دریای بی کران را زورق چه فایده دارد ! بگذر از این هوایت گریه دوای ما نیست این حالتی که داری تنها یک چاره دارد .......................................بشکن سبوی درد را ..................................................
lovecity
حس میکنم روی صورتم دنیا چکه میکند حس میکنم قطره قطره, نم نمک عاشقم میکنی بارون که میبارد هوا تر میشود تا تو چشمک بزنی بارون که میبارد باز با ترانه یا باز بی ترانه من عاشق تر گریه میکنم و رو به آسمان فریاد میزنم دوستت دارم
lovecity
در حسرت موجم ، باران کفافم نیست درمان درد من ، باران ِ نم نم نیست . . .
lovecity
برای دوست داشتن وقت لازم است، اما برای نفرت گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.
lovecity
هرکس به چیزی تبدیل می شود که به آن عشق می ورزد. اگرسنگ را دوست داشته باشد، سنگ می شود/اگر هدفی را دوست داشته باشد، به آن هدف تبدیل می شود/اگر به فردی عشق بورزد آن فرد می شود و اگر به خدا عشق بورزد خدائی می شود. اینک انتخاب با خود شماست....!(شریعتی)