دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❤ ●•• ☂ ••● ❤

عشق تکه ای از وجود پسره اما تمام وجود دختره (یعنی پسر به کار،فوتبال،سرگرمی و چیزهای دیگه هم فکر میک... درباره »
❤ ●•• ☂ ••● ❤
مرد - مجرد
امتیاز: 5059

دنبال‌شدگان

(494 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(382 کاربر)

گروه‌ها

(13 گروه)

بازدید

❤ ●•• ☂ ••● ❤
❤ ●•• ☂ ••● ❤

خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

در دلم مینویسم ، یاری ام کن ای خدای مهربان ، بی تو من تنها ترینم . . .

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد،هیچ حرفی را باور نکنید.

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

سکوتــــ استدلالی استــــ که معانی دیگری را به دوش می کشد ..

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دیگه آدما اهل عاشقی نیستن اهل سرمایه گذاری شدن

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دادستان : درالسالوادور چه کاری می کردی؟ چگوارا : بدنم را برنزه می کردم! دادستان : پس چرا ساختمان را منهدم کردی؟ چگوارا : جلوی آفتابم را گرفته بود !!!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

مدت ها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت؛کثیف می شوی و از همه مهمتر،خوک از این کار لذت می برد.

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دستم بوی گل میداد،مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند!!ولی کسی نیاندیشید که شاید گلی کاشته باشم..!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

من رمز پیروزی را نمی دانم؛ولی رمز شکست این است که سعی کنی همه را راضی کنی.

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

تنها کسی که با من درست رفتار می کند خیاطم است که هر بار اندازه های جدیدم را میگیرد بقیه به همان اندازه های قبلی چسبیده اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم .... تقدیم به عاطفه جون

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

من معتقدم که چیزی آن بیرون حواسش به ماست ؛ ولی متاسفانه آن چیز ، دولت استـــ

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دیشب که نمیدانستم برای کدامیکــ از دردهایم گریه کنم کلی خندیدم

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دیگه هــــر پنجــــ دقیقه ی پسـتـــ میزارمـــ

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یک دختر نیست،دل کندن از بقیه دختر هاست

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

داستان شعر نقاب داستان آدمایی که مجبورن خودشون نباشن . به دلیل فشار جنبی از هر بابتی . صبح که از خواب پا میشن نقاب به صورت بزنن . یکی معلم میشه و یکی میشه خونه به دوش . یکی ترانه ساز میشه و یکی میشه غزل فروش و کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتهای ماست چون گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداست...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

یه كارگر خسته اي سكه اي از جليقه ي كهنه اش در آورد تا صدقه دهد،ناگهان جمله اي روي صندوق ديد و منصرف شد...صدقه عمر را زياد ميكند!