چند سال پیش، دیناچال بودیم و در فضای سبز صبحانه میخوردیم. بابا کمی از نان را برای سگی که کمی آنطرفتر نشسته بود انداخت و کمی نان هم برای گاوی که پشت ِ درخت مشغول چریدن بود. صبحانه را خوردیم، آمادهی رفتن بودیم که بدون اینکه اتفاق خاصی بیفتد، گاو از پشتِ سر به سمتِ پدرم حمله کرد، به طوری که وی شاخ گاو را کنار کمرش دیده بود ؛ و تنها دلیلی که حادثهای رخ نداد، حرکت سگ برای دفاع از پدرم به سمتِ گاو و واقواقش بود!
توضیح عکس :
اين شيرماده پس از شكار آهو متوجه مي شودكه شكارش بارداربوده، او سراسيمه ميشود، نخست تلاش ميکند تا بچه را نجات دهد، و از دريدن شکارش دست برميدارد. اما وقتي نميتواند بچه را نجات دهد بروي زمين در کنار شکارش دراز ميکشد، عکاس بعدا پي ميبرد که شير سکته کرده است.