maryam
عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی، که عشق برایت این چنین است ! و من می خندم … به برنامه هایی که هیچکدام ، ارزش دیدن ندارند . . .
maryam
کاش نـــارو هم مثل لایک زدنــــی بود… میـــزدم میزدی …. نمیــــزدم نمیزدی …
maryam
“حوا” که باشی بعضی ها “هوا ” برشان می دارد که “آدمند ” !!!
maryam
نبودنت هستیمو نابود میکرد ولی حالا بودنت . . . میشه نباشی ؟ ؟ ؟
maryam
تحقیرت هم کنم کافـــی نیست تفریقت میکنم از تمام زندگی ام
maryam
نفس نمی کشــــــــد هــــــــوا قـــــــــدم نمی زند زمیـــــــن سکـــــــــوت میکنـــــد غزل بــــــــدون تـــــو یعنی همین
maryam
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم می گویند باران رساناست شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند
maryam
آهاے همیشگے ترینم! تمام فعل هاے ماضے ام را ببر.. چہ در گذر باشے چہ نباشے براے من استمــــــــــــــــــــــــــــــــــــرارے خواهے بود.. من هر لحظه تو را صرف مے کنم!
maryam
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست. زندگی را دریاب
maryam
مرا نگاه کن نگاهی نه از سر نگریستن من از تو نگاهی می خواهم به اندازه دیدن!
maryam
قدمای آخرو آهسته تر بردار ! واسه من کابوسه،فکر آخرین دیدار !
maryam
حالا که تمام ِ راه را آمده ام ، حالا که تـا تـ ـ ـو هیچ نمانده ، چقدر دیر یادَش آمد ،خـُدا... که ما قسمت ِ هَم نیستیم... !