@✔کتــ☾ــے ... من و #آیینه هزار آیینه در من شب در روزنۀ نمناک #چشمانم او ، ماست در پس هراس ِشب در راس زاییده ی کودکی برعکس روی دیوار پشت سر سایه ی ترس از نور از من !.. چهره باز می شود در مشتهای سرد و جذامی بی مامن .. مستیت مدام شاعر! شعرهای فله یی ت همه جواب نقاب های بی سر و یا شاید بی تن .. (شرا)
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدرجایت خالیست . . . تا بدانی نبودنت آزارم می دهد . . . ... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان . . . که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ... لمس کن لحظه هایم را لمس کن
@✔کتــ☾ــے ... میخواهم قهوه بخورم تلخ است لطفا کمی به فنجانم نگاه کن ما همیشه به اندازه ی یک فنجان چای شیرین وقت داشتیم ولی ... هیچ گاه حرفی جــز تلخی جدایی ها نزدیم !!!ـ