✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
وانمود کردم به همه ، که خيلي سخت نبود غم رفتن و دل بريدنت وانمود کردم به همه که ديگه اشتياقي نيست واسه دوباره ديدنت يه جور نشون دادم که نه ، يه اتفاق عادي بود همون دو تا درد دلم ، واسه خودش زيادي بود يه جوري گفتم که همه ، بهم ميگن بي عاطفه ميگن که حرف امروزت با ديروزت مخالفه اما شبا يواشکي وقتي که هيشکي نيست پيشم گوشيمو روشن ميکنم ، به عکس تو خيره ميشم ديگه منم و غربت اشکاي بي امون من به کي بگم ديوونتم ، به کي بگم تنگه دلم به کي بگم تنگه دلم ؟
✔کتــ☾ــے ...
تمام حرف هایم بی معنی است; تمام نوشته هایم ناقص است; کسی ، درکــــم نخواهد کرد; با این حال ، مینویسم... مینویسم ، تا شاید... تا شاید ، روزی با آمدنت همه چیز درست شود. تا شاید با آمدنت همه ، معنــی نوشــــــــته هایم را بفهمند. تا شاید همه درک کنند ، که چقدر تـــــــــــــــــو را دوست دارم.