@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁#شهرام-شکوهی قصه ی عشقی که میگم عشق لیلای مجنونه .... با یه روایت دیگه لیلی جای مجنونه ... مجنون سر عقل اومده شده آقای این خونه .... تعصب و یکدندگی ش کرده لیلا رو دیوونه .... اما لیلی بی مجنونش دق میکنه می میره .... با یه اخم کوچیک اون دلش ماتم میگیره .... میگه باید بسازه و این مثل یه دستوره .... همین یه راه مونده واسش چون عاشقه مجبوره