چهره ام سرد است ، دیر دل می بازم به لحظه ها ، حتی عاشقی کردن نمی دانم ، دلبرخوبی نیستم ، من موجود کوچک 21 ساله ای هستم که زندگیش در مسیر جربان آب جاری است ، درست مثل یک ماهی مرده و این کلافه اش کرده ، دخترکی که دانه های اشکش بی شمارند و دلش شیشه ی ترک خورده ای است که سراغ بندزنی ماهر می گردد ، دخترکی که در جمعهای شکلاتی لبخندش را فراموش نمی کند و در خلوت به اندازه ی تمام لبخندهایش اشک می ریزد ، دخترکی که سادگیش را خط خطی ترجمه می کنند و خوشبین بودنش را به سخره می گیرند ، دخترکی که بی توقع می بخشد و محبتش را ادا می دانند ، دخترکی که بیزار است از غمگین کردن دیگران ، بارها گفته ام که نقش بازی کردن نمی دانم ، اگر خوبم اگر بد ، اگر فریاد می زنم یا اگر اشتباه های واضح کودکانه می کنم ، اگر عاقل نیستم ،اگر ناخواسته دلی می شکنم ، خود واقعیم هستم ، مرا ببخشید، من یواشکی های کمی دارم!
گل نازم دلم تنگه....نذاشتن پیش هم باشیم ، باید هر دو جدا از هم شریک درد غم باشیم .... دلم تنگه واسه چشمات...... دلم تنگه گل نازم منم مثل تو دلگیرم ، میدونم عاقبت یک شب از این دلتنگی میمیرم......... دلم تنگه گل نازم نگی از تو جدا بودم اگه پرسیدن اون کی بود نگی من بی وفا بودم دلم تنگه واسه چشمات........ گل نازم دلم تنگه.....
۱۹ سالش بود که رفت جبهه...!! الان ۲۲ ساله که حسرت یک نفس عمیق به دلش مونده...!! من اهل سیاست نیستم و این پست بهانه ای بود برای یاد آوری سلامتی خودتون و اینکه با دستهای گره کرده به آسمان میتونید برای تمام بیماران عزیزمون دعا کنید تا خدای مهربون به تن همشون لباس عافیت بپوشونه...!! آمین...!! مژگان
البته بگذریم از بعضی انسانها که شعور اجتماعی ندارن که هیچ ، فاحشه ذهنی هستن که هیچ ، خیلی چیزای دیگه هم ندارن که هیچ ، در وجودشون متعجب میشم ، تازه موقع حرف زدن ادعاشون گوش فلکو کر کرده