✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
رفتم درون پیله تنهایی خودم ، شاید رها شوم حالا؛ فضای پیله ام ، سرد است و ساکت و خاکستری و تنگ. اما، من خواب دیده ام، طاقت اگر بیاورم یک روز زخم عمیق دلم خوب می شود ...!!! من خواب دیده ام ، طاقت اگر بیاورم یک روز عاقبت پروانه می شوم...!!!
✔کتــ☾ــے ...
بعضی زخمها هستند که جوش نمی خورند. مزمن می شوند و با گذشت زمان عمیق تر می شوند
✔کتــ☾ــے ...
ما گول خوردیم وقتی گفتند: "سلام - سلامتی میاورد" از همان روز که به عشق گفتیم: "سلام" تا به امروز تب کرده ایم! چه سلامی-چه علیکی خدا خیرتان دهد! ما جوابی هم از عشق نگرفتیم ......!
✔کتــ☾ــے ...
خدایا! بخنــ ـد چیـــ ـزیــ ـم نیســ ـت خــ ـوب میشـــ ـم...
✔کتــ☾ــے ...
آقای ...... باید بروی بمیری! تمام جاده ها را هم که صاف کنی او دیگر بر نمی گردد...
✔کتــ☾ــے ...
دلی که شکستی را گچ چاره نکرد... گِل گرفتمش
✔کتــ☾ــے ...
بازهم مثل کودکی هایمان چشم می گذارم این بار از صفر تا بینهایت . . ! تقدیرمن باختن است . . . ! یا با رویای سک سک‚ دستان تو ̦ یا گذر ثانیه ها . . . ! ! !
✔کتــ☾ــے ...
عزیز نامهربانم ... خیالت اینجاست ... دلم را هنوز برای هیچ كس نلرزانیده ام ...
✔کتــ☾ــے ...
کاش یکی پیدا می شد که وقتی می دید گلویت ابر دارد و چشمانت باران، به جای آنکه بپرسد: چته؟ چی شده؟ چرا؟ بغلت کند و بگوید : گریه کن ...
✔کتــ☾ــے ...
اشک در چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من....
✔کتــ☾ــے ...
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد رویِ گَردو خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت ...بنویس و برو... !!!
✔کتــ☾ــے ...
انبوه هم که باشی صف کشیدن پشت حصار چارهات نخواهد شد. حصار را باید پرید. شکست.
✔کتــ☾ــے ...
دنیایی دارم ، خوب... که همیشه گوشه ی دنجش جا خوش کرده ای... کنار دنیاهای دیگرم که هیچ جایش پیدایت نمیکنم !! خسته از گشتن.. راهم را میکشم ، میروم ...!
✔کتــ☾ــے ...
وجود بی آزاری هستم کار می کنم قصه می خوانم شعر می نویسم و گاهی دلم که برایت تنگ می شود تمام خیابانها را با یادت پیاده می روم!