✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
من از تمامیت ارضی یک عشق سخن می گفتم، بر فراز ویرانه های قلبم. ویرانه هایی حاصل از تهاجم ناگهانی چشمانت! و چه کودکانه دروغ می گفتم، که شهر در امن و امان است!!!
✔کتــ☾ــے ...
به تو گفته بودم که بدون تو خواهم مرد و تو رفتی.... در عجبم که چرا من هنوزم زنده ام؟ گفتم که بدون تو توان زنده ماندن نیست و تو رفتی هنوزم زنده ام زنده ام اما زندگی نمیکنم نفس میکشم اما فقط برای تو گل کوچک باغچه ی عمرم هنوزم میگویم اگر نباشی باغچه ام می خشکد
✔کتــ☾ــے ...
یعنی خواستن تـــــــو كه داشتن نمی شود هیـــچوقـــــــــت............
✔کتــ☾ــے ...
فاجعه وقتیست که که دیگر چشمانت ترانه های عاشقانه ی چشمانم را نمیفهمد
✔کتــ☾ــے ...
تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد، یکبار قسمت کردم چندین برابر شد......
✔کتــ☾ــے ...
تا کی رم کردن آهو ها را در چشمانت ببینم و آه بکشم؟
عشق جرات می خواهد عزیزم...
می روم پلنگی دست و پا کنم!
✔کتــ☾ــے ...
یه کم آروم تر رد شو ، نذار از خواب خوش پاشم !! به من فرصت بده گاهی ، فقط هم صحبتت باشم !! فقط گاهی نگاهم کن ، نگاهت پاک و محجوبه .. همین که حس کنم هستی ، برام بسه ، برام خوبه ...
✔کتــ☾ــے ...
برای دوست داشتنت از من دلیل می خواهند نازنین ....... چشمانت را قرض می دهی؟
✔کتــ☾ــے ...
من اینجام!
جایی که وقت رفتنت ایستاده بودی
و مرا نگاه میکردی
آمده ام اینجا تا ببینم
از اینجا چه گونه بودم که اشکهایم را ندیدی...
✔کتــ☾ــے ...
چقــدر باید بگذرد؟؟ تا مـن در مـرور خـاطراتم وقتی از کنار تــو رد می شم. تنـــم نلــرزد..... بغضــم نگیــرد.....
✔کتــ☾ــے ...
خبر دادی باکره های شهر در زیرزمین انبوه قلب مردان زنده به گور شده اند؟ و روسپیان مریم مقدس نا میده می شوند چرا که نشان عشق تسلیم تن است و بس.....
✔کتــ☾ــے ...
حوصله ات که سر می رود ؛ با دلـــــــــــــم بازی نکن ، من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام … !!!..
✔کتــ☾ــے ...
هر روز نبودنت را
بر دیوار خط کشیدم
ببین این دیوار لا مروت
دیگر جایی برای خط زدن ندارد
...خوش به حال تو
...که خودت را راحت کردی
یک خط کشیدی تنها
آن هم روی من . .