✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
من یه گل خشک و کاغذی تو ابر پاک اسمون ای اسمونی دل نبند به حق پاک بی نشون
✔کتــ☾ــے ...
باور کن!ای دیراشنای ناشناسم! در قلب شب گر -غیر شب-چیز دگر هست... در قلب من-جز قلب من-چیز دگر نیست.......
✔کتــ☾ــے ...
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند ؟ از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند؟ غیر از خیال خسته از تکرار تنهایی غیر از غباری در لباس تن چه می ماند؟
✔کتــ☾ــے ...
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو چکه می کند اگر باران بند بیاید از این خانه می روم.
✔کتــ☾ــے ...
تا زمانيكه تو با من باشي ، چه تفاوت دارد آسمان آبي رنگ يا كه شب باراني
✔کتــ☾ــے ...
چشمانت کارناوال آتش بازی است یک روز در هر سال برای تما شا یش می روم و باقی روزهایم را وقف خاموش کردن آتشی می کنم که زیر پوستم شعله می کشد.
✔کتــ☾ــے ...
این بار هم که تاول پاهایم خشک شود دوباره عاشقت می شوم دوباره راه می افتم دوباره گم می شوم.
✔کتــ☾ــے ...
فاصله ی ساقه تا شکوفه فاصله ی خیال تو با من فریادی است که با مرگ خاموش می شود.
✔کتــ☾ــے ...
بر هر چه بود و هست در پیش روی تو محکم و استوار اقرار می کنم این اعتراف من باواژه های مهر جمله های شوق در موجی از غرور این اعتراف من: من دوست دارمت... من دوست دارمت... من دوست دارمت