✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
بــلاتکليفم... مــثل کتاب فــراموش شده اي که روي نــيمکت يک پارک سوت و کور بــاد ديــوانه نــخوانده ورقــش مــيزند... هر ورقــش بــيت بــيت غــزلش ، قــصه ی من...
✔کتــ☾ــے ...
اه... که چه اندازه سخت است با تردید نگاه کردن. دیگر هر نشانه و حرکتی از تو برای من معنایی دیگر داشت و هزارتفسیر برایش داشتم. شاید شک را بتوان مانند خوره دانست که به جان ادمی میافتد و هرچه هست نابود میکند. امروز دیگه فارق از دل نگرانی های آن روز که تنها برای تو بودو ترس از نبودنت نشسته ام و نگاه میکنم تاشاید فرصتی پیدا کنم برایه روزهایی که از کف داده ام....
✔کتــ☾ــے ...
اينجاشوننويس....................خداميدونه دلتنگشم..........
✔کتــ☾ــے ...
سرم تيرميكشه.........حالان خوش نيس.......................كسلم خيلي زياد سرم سنگينه.
✔کتــ☾ــے ...
دوري سخته............../ديگه خنده هامم زوريه/
✔کتــ☾ــے ...
ي موجود داره سيم هارو ميجوه................... يك عدد پيشي لوس ك امروز همش خواب بوده
✔کتــ☾ــے ...
صبحها ب جاي صداي پرنده يك عدد صداي خيش خراش ما ازتوي سبدمياد ك بيامنوبياربيرون................مياداب وغذاشوميخوره ............شروع ميكنه ب گشتن دنبال من...ميبينه خوابه ازهرجاشده ي راهيي پيداميكنه براي رسيدن ب تخت و كشيدن موهاي من و گاز گرفتن دستهام ك بيدارم كنه باهاش بازي كنم............
✔کتــ☾ــے ...
دلتنگ نفسهاتم..............