اصلن حس ِ هم خونگی با تو مثل ِ حس ِ کارتون خرس های مهربان ِ بچگیمه .. هم خونگی با تو یعنی بدرقه کردنت با چشمای خابالو و لبای بیدارم.. ینی هی بنشینم پای اخبارو از همه سریالای زنونم دست بکشم .. یعنی وقتی نیستی در کمدتو باز بذارمو اتاق بوی مچ دستو نبض گردنتو بگیره .. یعنی دلم که زیادی تنگ میشه یکی از پیرهناتو بردارم تنم کنمو تو آینه ادای اخمتو درارم بعدم بخندم.. یعنی دیوونگیت بپیچه لای موهام .. زن بودن با تو ملکه بودنه ..
یه #وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه... بدی هاش یادت میره.... نامردیش یادت میره... بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره... #وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره... فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!!! همین خسته ای ؟ دلت گــرفته ؟ دلت تنگ شده میگی کــاش بود آدمای عاشق و دو فنره ی دورو برتُ میبینی یاده روزای خــوب خودت میُفتی ؟ میگی اگه اونم الان بود ماام مثل همه دست تو دست توی این شب میرفتیم قدم زنی اره یهو تمام خاطرات میاد جــلو چشمات حلقه ها ی اشک چشتُ پــر میکنه ولی حیــــف حتی نمی تونی گریه کنی فقط ُ فقط میتونــی یه نفــس عمیق بکشی همیــن! فقط میتونم بــگم گذشــت تا الان از این به بعدشم میــگذره! بلاخــره ماام خدایی داریم درد داره وقت می گوید دوسش دارد درد دارد #وقتی جای ضمایر اشتباه می شود و به جای تو او می اید درد دارد #وقتی به جای لبخند پوزخند میبینی درد داشت #وقتی در اغوش من بود و به دستان او فکر میکرد درد دارد صدای خنده ی کسی که جانت را به لبت رسانده درد دارد #وقتی ساز میزنی برای او و او برای ساز نزده ی دیگری می رقصد درد دارد...