✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
مست شد بانو........................ن از طعم شرابها....بلکه سیرابش کردی از مردانگی................
✔کتــ☾ــے ...
به هرکسی که می رسی ، می گوید : آدم فقط یکبار عاشق می شود .. دروغ است … تو باور نکن … مثلاً خود من ، هرروز ، دوباره ، عاشقت می شوم …
✔کتــ☾ــے ...
من هم میميرم............... اما در خيابانی شلوغ........... دربرابر بیتفاوتی چشمهای تماشا زير چرخهای بی رحم ماشين ..........ماشين يک پزشک عصبانی ...........وقتی که از بيمارستان بر میگردد............ پس دو روز بعد در ستون تسليت ............روزنامه زير يک عکس ۶ در ۴ خواهند نوشت ای ..........آنکه رفتهای... چه کسی سطلهای زباله را پر میکند؟
✔کتــ☾ــے ...
بــا احتیـــــاط بخـــوانید ... . . . این شعـــر لغزنده ست بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت..............
✔کتــ☾ــے ...
ی دل تنگ برام مونده...........و ی عالمه هدفهایی ک دارم بهشون میرسم.........