✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
پا در رکابش میگذارم و بر زین مینشینم چه تند خو است افسارش را با کمال دقت در دست میگیرم حال من سوارم اسب سفید آرزو ها را پس میروم میروم تا در افق دور دست گم شوم تا بیابم معشوقم را ..!!
✔کتــ☾ــے ...
ارزوهایم هوایی میشوند.............به باد میروند...... دود میشوند.....حس میکنم مبتلا حسرت هایم شده ام........
✔کتــ☾ــے ...
خدایا........ یا نوری بیفکن یا توری........................ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس می ترسد.