@♥ღ سکوت زندگی♥ღ من توان توروندارم........توتونستی اروم بشی و صبوری من هنوزم سالگردها دلم میلرزه.....دلم میگیره....اشکام سرازیر میشه..........یادته داداشت رفت بهشت..............رفیق من هنوز دنیام جهنمه..........سالگردامسال من مث حال تو توختم داداشته.............کم اوردم..............کی تموم میشه.......دریای شمال هم حالموخوب نمیکنه............
هی تو! تویی که حتی اگه اسمت فراموش بشه (که نمی شه) ولی چِشمت مثلِ مته ی مداومِ دستگاهِ سوراخکاری، حتی انگشت هایِ پامو سوراخ سوراخ می کنه! چنان آبکِشی از من ساختی... چنان آبکِشی با سوراخ هایی چنان عمیق، که هیچ چیز هرگز در من باقی نخواهد ماند، مگر افسوس، مگر درد! حتی اشک هایم از سوراخ های دست و دلم هرز می روند! و البته هیچکس هرگز گمان نمی برد، که آبکِش ها، گریه هم مگر می کنند؟!