✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
گفت دلتنگی............گفتم زیاد گفت چرا گفتم همین ونمیدونم ازمن بعیده این بچه بازی ها.....گفت چندبار دلتنگ شدی گفتم کم........گفت جوابتونمیده گفتم نمیده گفت بهش حق میدی گفتم اره.....گفت چرا.....................گفتم.....
محمد
اسمش را می گذاریم دوست مجازی اما آن سو یک آدم حقیقی نشسته خصوصیاتش را که نمی تواند مخفی کند وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را می نویسد وقت می گذارد برایم، وقت می گذارم برایش نگرانش می شوم دلتنگش می شوم وقتی در صحبت هایم به عنوانِ دوست یاد می شود مطمئن می شوم که حقیقیست هرچند کنار هم نباشیم هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد...!
محمد
سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است...
محمد
آموخته ام که وابسته نباید شد نه به هیچ کس،نه به هیچ رابطه ای واین لعنتی نشدنی ترین کاری بود که آموخته ام...
محمد
پــرنـده هـم کـه بــاشـی وقــتی عــاشـق قفـس مـی شـوی پـــر زدن را فــرامــوش می کـــنی ...!