✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
رفتن که اسونه تو میمونی بیچاره تنها...خاطرات روانیت میکنه
✔کتــ☾ــے ...
فقط کافی است دست روی شانه ام بگذاری و بگویی: تـو خوبـی؟؟؟؟ تـا مـن بـرای همیــشه خـوب بـاشم ....
✔کتــ☾ــے ...
مـــن می نویسم و تـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا مخاطب که تو باشی ... .... مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم ...
✔کتــ☾ــے ...
نشسته زیر هوس های تند سینوسی همیشه چهره ی غمگین زن ، که مأیوسی و توی فکر سقوطی ، کثیف و رقت بار درون بستر مردان پست و منحوسی که از سخاوت جاده ، تو را به شب بردند تو را ، به شب ، که گره خورده ای و می پوسی شروع وحشت یک ابتذال تکراری هجوم فعل " سه نقطه " ، لبی که می بوسی پلان بعد ، نگاهت به بستری محکوم و رنگ خون ملافه ، کثیف و ویروسی کسی نشسته و در ابتدای فصلی سرد
✔کتــ☾ــے ...
ببین که گر گرفتمت..ببین که....دلم که دورو برته نگاه من پر پر ته این همه پرپر میزنم نمیدونم باورته این که چقد دوست دارم....
✔کتــ☾ــے ...
از جنس ِ سنگ بــود احسـاست ! . . خـــدا "دوستت دارم " هایی که می گفتی را می شنیــد ... مگـر نمی دانستی کـه دروغ گـو را سنگ می کنــد ؟!!!