✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
دلم برایت خیلی تنگ است شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام و تک تک شماره هایت را با تمانینه بر رو ی صفحه لمس نموده ام اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم نمیدانم چرا؟! مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم نمیدانم کجائی؟! چه میکنی؟! اما میدانم که چه باشی یا نباشی همیشه عاشقت می مانم از من دوری اما هیچ گاه یادت نگذاشت تا دوریت برایم پایدار باشد شاید ندانی هر شب این رویای توست که مرا به خواب دعوت می کند
✔کتــ☾ــے ...
معنای خوشبختی این است در دنیا کسی هست که بی اعتنابه نتیجیه دوستت دارد
✔کتــ☾ــے ...
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی اون دیگر صدایت را نخواهد شنید
✔کتــ☾ــے ...
دلم هوایت را كرده كاش بودی و باهمه خستگیها می خندیدیم ... تو می دانی دلم بهانه چه چیز را می گیرد ذره ذره وجودم پر از بهانه است بهانه نبودنت من از این همه تنهایی خسته ام چرا با من حرف نمی زنی ؟ چرا نیستی ؟ تو كجایی؟ چرا دیگر برایم نمی نویسی ؟
✔کتــ☾ــے ...
چـقـدر سـرد اسـت وقـتـی مـی خـوآهـمـت و نـیستـی...
✔کتــ☾ــے ...
آنقدر پیش این و آن از خوبی های نداشته اش گفتم که... وقتی سراغش را میگیرند،شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت... ارزان تـر از آنچــه فکــرش را بکنی بـــودیــ ؛ امـــا بــرای مــن .. گـــــرانــ تمــام شدیــ! دیر کرده ای ساعت دلهره ام میزان است
✔کتــ☾ــے ...
این روزها اگر تار دلم کوک است و اگر دل تنگیهایم اندک برای این است که دلم را مثل ماهی بیرون افتاده از تونگ تنگ دنیا روی دست گرفته ام و وادی به وادی آمده ام تا به دریای مهربانی تو برسم. نمی دانم کجا خوانده بودم که بادها از جنوب می آیند و جنوب نزدیکترین لحظه به خانه توست..... آنجا که اگر پنجره اتاق دل تنگی مان را باز کنیم می توانیم به نیابت همه پروانه های دوردست به گل سرخ سلام کنیم. نمی دانم کجا خوانده بودم که می شود از مدار زمین خارج شد و مثل ستاره ای در منظومه شمسی لحظه های مهربانی تو چرخ زد و چرخ.... تا به درک نور رسید!
✔کتــ☾ــے ...
دلم در جستجوی تو و چشمان تو از نفس افتاد در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است . همیشه دلتنگ توام امشب باز هم پستچی پیر محله ما نیامد باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را تو که هر روز برایم نامه می نویسی ................مگه نه ؟؟؟؟؟
✔کتــ☾ــے ...
هر روز تکراریست ،صبح هم ماجرای ساده ایست گنجشکها بی خودی شلوغ می کنند عمر من قد نمی دهد به سفرت بگو کوتاه بیاید رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگو .....نگو من روزی در این دنیا بودم خدایا می شود استعفا دهم ؟؟ کم آورده ام آن شب که ماه عاشقانه ها را تماشا می کرد ،
✔کتــ☾ــے ...
گيرم كه هزار مصحف از برداري آن را چه كني كه نقش كافر داري سر را به زمين چون مينهي وقت نماز آن را به زمين بنه كه در سر داري