✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
نمي دانم اين قرن ها كه من نيستم چه كسي نوازشت ميكند... چه كسي دست هايت را ميگيرد و ميفشارد ؟ چه كسي بوسه ميزند صورتت را تا خستگي ها رهايت كنند؟ چه كسي محو چشمهاي تو مي شود تا بداهه نوازي كني عشق را... چه كسي تو را در آغوش ميگيرد آنقدر عميق كه حل شود در وجود تو؟ دلم تنگ است اين قرن ها...
✔کتــ☾ــے ...
من کشتمش... ...آره من کشتمش با بغض و نفرت کشتمش من اون بد لعنتیو تا به جهنم بردمش...! انکار می کرد حرف منو وقتی که چشمامو می دید گناه تازه ای نداشت فقط یه کم هرز می پرید این بار اولی نبود که توی قلب من می مرد اون با نگاهای عجیب کفر منو در میو ورد من کشتمش... ...آره من کشتمش با بغض و نفرت کشتمش من اون بد لعنتیو تا به جهنم بردمش...! با این همه حرف و حدیث آبروی منو می برد اون روم که بالا میومد جون منو قسم می خورد یه شب جونم به لب رسید چشام دیگه هیچی ندید خنجر هم سینه ی اون دیوارارو به خون کشوند من کشتمش... ...آره من کشتمش با بغض و نفرت کشتمش من اون بد لعنتیو تا به جهنم بردمش...!
✔کتــ☾ــے ...
دلم پر است از اقیانوس منجمد قلبت واینکه شناگر ماهری نیستم دل تنگی بهانه خوبی است سراغم را از رودخانه که بگیری تخته سنگها به تو خواهند گفت دل کداممان نازک تر است من یا تو ؟ واین "یا " هیچ وقت عطفی نخواهد شد.....
✔کتــ☾ــے ...
میگن توفال من دیدن یکی دستاتو میگیرن..چقدارومو خونسردی....
✔کتــ☾ــے ...
ذهن من تهی از قالب اشیا گریزان از قاعده ها درصندلی چرخدارش فرو می رود ومن موتیفی ازنبودن ها سکوتم را بربالین حرفهایم جشن می گیریم
✔کتــ☾ــے ...
وقتی می گویید : متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید