✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
. . وليّ کبريا را سر بريدند امام اوليا را سر بريدند گواهي مي دهم با کشتن تو تمام انبيا را سر بريدند .
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
.
.
.
يقين دارم ز قرآن سر بريدند
هم از دين هم ز ايمان سر بريدند
اگر چه آب مهر مادرت بود
تورا با کام عطشان سر بريدند
.
✔کتــ☾ــے ...
علی کوچولو تو قصه ها نیست مثل من و تو اون دور دورا نیست نه قهرمانه نه خیلی ترسو نه خیلی پر حرف نه خیلی کم رو خونشون در داره در خونشون کلون داره حیات داره ایون داره اتاقش طاقچه داره حیاتش باغچه داره باغچه ای داره گل گلی کنار حوضش بلبلی لای لای لای لی لی لی لی - لی لی لی لی این مادرش مادر علی مامان خوبش چه مهربونه علی کوچولو اینو می دونه اینم باباش چه خالیه جاش رفته به جبهه خدا به همراش علی کوچولو چه خوب و نازه
✔کتــ☾ــے ...
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکند حوصله نداشتی سرما بخوری چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین*های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!
✔کتــ☾ــے ...
اون که تو آینه منه شکل منه من اما نیست یکی به شکل خود من انگاری دیگه اینجا نیست اونکه تو آیینه منه روزی هزار بار می شکنه ... یه زندگی یه خاطره تو آینه دل منه ... اون روزا که خودم بودم ... کوچه پر از ترانه بود چشام یه برق دیگه داشت .....درختا پر جوانه بود من بودم و بنفشه ها ...یه پشت بوم یه خاطره ...دل جوونم می طپید پشت حصار پنجره ....اون که تو آیینه منه ...
✔کتــ☾ــے ...
خيال تو لبخند مي زند،نمي دانم به چه.نمي دانم در اين بحبوحه از چه شادشده كه چنين ادامه دار لبخند مي زند.در مقابل بي آنكه از كارش و ندانستن علت لبخندش حرصم بگيرد لبخند مي زنم.مدتيست كه همينطوربه هم لبخند زده ايم! مي تررسم اگر لبخند نزنم رهايم كند! به هر حال اين تنها راه چاره بود.
✔کتــ☾ــے ...
جز سایه با من هیچکس همراه تر نیست شاه وجودم نفس و جز او شاه تر نیست اول به نام تو سرودم شعر و گفتم نه این غلط شد...از بت چین ماه تر نیست دیوار چین هم بی هدف سر در فلک داشت با اینکه از او در جهان بیراه تر نیست هر کس به شکلی با خدا در کسب و کار ی از نا خدا جز با خدا اگاه تر نیست دیدم کلام الله را بر مرده خوانند گویا نوایی در جهان پر آه تر نیست رفتم زیارت در حرم در مکه دیدم دیواری از دیوار تو کوتاه تر نیست