✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
از هیاهوی واژه ها خسته ام من سکوتم را از اوراق سپید آموخته ام. آیا سکوت روشن ترین, واژه ها نیست؟ همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام آیا مرگ خونسرد ترین, واژه ها نیست؟ تا چشم گشودم از چشم زندگی افتادم. شبی- شاید امشب- زیر نور یک واژه خواهم نشست و هم زمان پایان آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت: پایان
✔کتــ☾ــے ...
فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم فرقی نداره منو تو کدوم مون مقصریم خاطره ها رو یادمه لحظه به لحظه مو به مو هیچی رو یادِ من نیار ، اونقد خرابم که نگو بد بودم و بدتر شدم ، میرم با پاهای خودم میرم نمیدونم کجا ، آخ کم اوردم به خدا دلگیرم از دست خودم کاش عاشقت نمی شدم هر جوری میخواستم نشد ، از غم ، یه ذره ام کم نشد من موندم و تنهایی هام ، از دنیا هیچی نمیخوام عاقبت منو نگاه ، اشتباه پشت اشتباه هر روز عاشق تر شدیم ، تو عشق خاکستر شدیم ، ساختیم ولی به آرزو مون نرسیدیم فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب نه من، نه تو از عاشقی خیری ندیدیم دلگیرم از دست خودم کاش عاشقت نمی شدم هر جوری میخواستم نشد ، از غم ، یه ذره ام کم نشد من موندم و تنهایی هام ، از دنیا هیچی نمیخوام عاقبت منو نگاه ، اشتباه پشت اشتباه فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم فرقی نداره منو تو کدوم مون مقصریم خاطره ها رو یادمه لحظه به لحظه مو به مو هیچی رو یادِ من نیار ، اونقد خرابم که نگو
✔کتــ☾ــے ...
.:در ازل پرتو حٌسنت ز تجلی دم زد ... عشق پیدا شدو آتش بهمه عالم زد:.
✔کتــ☾ــے ...
آن سیه چرده که شیرنی عالم بااوست چشم میگون لب خندان دل خرم باوست
✔کتــ☾ــے ...
آدما به ما میخندن *** بعضی وقتها دل می بندند
کاش واسه خنده هاشون *** یه ذره فکر می کردن
نمیگم واسم بمیرین *** یا که دورمو بگیرین
اینقده نداشته هامو جلو چشام نچینین
به خدا طافت ندارم *** خزون شده بهارم
چه کنم دلم یه ذرست *** دیگه دارم کم میارم
بازیهای زمونه *** بد جوری پکرم کرد
یه روز پرنده بودم *** نگاه چه پرپرم کرد
درد دل شکستم فقط همین چند تا نیست
حرف آخر بگم *** درددل ما ها تنهاییست