دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اتل متل جدایی عروسکم کجایی گاو حسن پریشون یه دل داره پر از خون عشقم که رفت هندستون خونه ام شده قبرستون یه عشق دیگه بردار یه دنیا غصه بردار اسمو بذار بچگی تا آخر زندگی آچینو واچین تموم شد عمر منم حروم شد

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

حالا چند روزه که بدون اون چشم من خیره شده به آسمون چند روزه که فقط یکی تو شعرش میسوزه چی کنم که خدا پشیمونش کنه رفت و دیگه نمیاد به شهر ما بهتره بسپارمش دست خدا

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دیدی بی خدافظی روونه شد دل من وقتی شنید دیونه شد دیدی قول هاشو گذاشت تو چمدون که دیگه نمونه از اونا نشون دیدی با من اینو در میون نذاشت دیدی آخرش منو تنها گذاشت یعنی رفته اونجا که آشیونه کنه یا می خواسته منو امتحان کنه دیدی حتی اون نگفت می ره کجا چقدر بد رسمه روزگار ما دیدی خواستمش ولی منو نخواست این هم از بازی دنیای ماست

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دیدی آخرش منو تنها گذاشت از زمین قلبمو برنداشتو رفت دیدی آخرش منو دیونه کرد واسه رفتن همینو بهونه کرد دیدی اون وعده ها که رنگی بود تمومشون فقط واسه قشنگی بود دیدی اونی که دلمو بهش دادم رفت و از چشمهای نازش افتادم دیدی اونی که می گفت مال منی دم آخر نیمه نگام هم نکرد دیدی خط زد اسم منو از دفترش رفت و اسپند تردم دور سرش دیدی اون نخواست برم به دیدنش بی خبر گذاشت و رفت سفر گفت بذار بمونه چشم اون به در دیدی افتاد اسم من از سر زبون همشون گفتن به اون نامهربون دیدی که دعاهات مستجاب نشد دیدی حداقل نیومد دم پنجره که بهم خبر بده که می خواد بره دیدی رفت بدون هیچ سر و صدا ولی من سپردمش دست خدا

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

حالا یعنی رفتن می خوای باورکنی بااصلا باور نکن فکر هم به ابن بلا گرفنار یکی را گفت ارزو اگر طاعون گرفت بخاطر نرفتن نبود هوای مسموم خودخواهی زمان باعث همه بدبختی ها شده یود پس به دیوانگی ام افتخار کردم وخیالم تا خدا راحتر از گذشته ادامه دادم تا نقطه مرگم را از این سوال پیدا کردم رفتن همان نرفتن بود بخاطر نبودن نبودن نبودن ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بودن یا نبودن ؟! ‏ مساله این نیست ‏ حقیقت این است !‏ مرا زمان آن در نرسیده است آیا ‏ تا ثانیه‌های بودنم را با تپشهای قلب تپنده‌ات ، در شمار آورم ؟!‏ و حادثه نبودنم را ‏ در سوگ هجران ازلیت ، ‏ بر ابدیت بانگ بردارم ؟!‏ بخت مرا وقت هم که رسیده باشد ‏ سایه‌های حضورت ، مِهر لحظه‌هایم نباشد اما باز ندا خواهم سر داد :‏ بودن یا نبودن ؟!‏ مساله این نیست ‏ حقیقت این است ...‏

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بار بی رحم نبودن هایت، همه اندوه ندیدن هایت، غصه ی رفتن بی هنگامت، با همه سختی و جانکاهی ها؛ عادتم گشته، ولی گهگاهی هر شبی، نیمه شبی، هر سحری حجم اندوه گمی می زند هجمه به این پیکر درد و چنان می فشرد روح مرا که همه هستی تفتیده ی من پر و سرشار شود از اشک؛ هر چند عادتم گشته نبودن هایت... ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یک حس مرا تا اوج بودن می برد.. قطره ای اشک مرا تا اوج نبودن.... اگر مرا فقط یک لبخند دهی.. بودن را خواهم فهمید... بودن یا نبودن یعنی نگاه تو.. خواه باشی خواه نباشم... سوگند به چشم ترم می پرستم تورا تویی که نمی شناسمت..

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بودن یا نبودن یعنی نگاه تو...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@moهم مd! اسبخوشجلهسفیده نازی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

زن گفت: «هنوز برنگشته؟» دختر گفت: «نه!» زن گفت: «چند وقت گذشته؟» دختر گفت: «بیش‌تر از هفت ماه.» زن گفت: «خبری ازش داری؟ می‌دونی کجاست و چی می‌کنه؟» دختر گفت: «نه! نمی‌دونم. نمی‌خوام درباره‌ش حرفی بزنم.» صدای تک‌نوازی گیتار فلامینکو توی کافه پیچیده بود. روی دیوار کافه عکس‌های مختلفی از هنرمندان معروف دنیا وجود داشت که از لای دود سیگار معلق در هوا به حالت اسرار آمیزی در آمده بودند. دو فنجان قهوه اسپرسو روی میز بلوط گوشه‌ی کافه قرار داشت. یک دست دختر زیر چانه‌اش بود و چشم‌هایش توی فنجان افتاده بود. همین که ریتم موزیک تغییر کرد، گفت: - «شاید به اندازه کافی رهاش نکردم. باید بیش‌تر آزادش می‌ذاشتم. بیش‌تر به‌ش می‌توپیدم و ازش فاصله می‌گرفتم.» زن گفت: «فکر نکنم که این‌طور باشه. عشقِ واقعی اگه واقعا مالِ تو باشه، تحت هر شرایطی دوباره به سمت‌ت می‌یاد. احتمالا اون سهم تو نبود.»

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من تو را عاشق و دربند نبودم؛ داشتم؟ لحظه‌یی در نخ گیسوت نبودم؛ داشتم؟ من تو را یار نبودم؛ یار بودی؛ داشتم؟ چون مرا یار نبودی، یار بودم؛ داشتم؟ داشتم! عشق تو را من داشتم یار! ای‌یار تو را کم داشتم!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@aynor