✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
عجب حالی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن............
✔کتــ☾ــے ...
دلم تنهاترین دلهاس اینجا که از دست رفاقت تیر خورده دلم با پای زخمی لنگ لنگون تن زخمیشو از کوی تو برده قدیما مونس و یارش تو بودی ولی حالا دلم تنهاترینه
✔کتــ☾ــے ...
میگویند....می اید....شاید
✔کتــ☾ــے ...
ببین تمام من شدی اوج نگاه من شدی............
✔کتــ☾ــے ...
خواهان تو شدم ولی خواهانم نشدی ...
✔کتــ☾ــے ...
خداوندا تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک ولی جالب اینجاست که .... تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی ؛ ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام . . .
✔کتــ☾ــے ...
وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند دیوانهی تو است که عاقل نمیشود تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای از آسمان فاصله نازل نمیشود خط میزنم غبار هوا را که بنگرم آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟ میخواستم رها شوم از عاشقانهها دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود تا نیستی تمام غزلها معلّق اند این شعر مدتیست که کامل نمیشود
✔کتــ☾ــے ...
دنیا به دور شهر تو دیوار بسته است هر جمعه، راه سمت تو انگار بسته است كِی عید می رسد كه تكانی دهم به خویش هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است از تو همیشه حرف زدن، كار مشكلی است در می زنیم و خانه ی گفتار بسته است باید به دست شعر نمی دادم عشق را حتا زبان ساده ی اشعار بسته است وقتی غروب جمعه رسد بی تو، آفتاب انگار بر گلوی خودش تار بسته است
✔کتــ☾ــے ...
"وقتی که عاشقی چه خطرناک می شوی"