✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
صدای پاییز از دور به گوش میرسدبا خش خش برگهای خشک زیر پا ... و با صدای شکستن دلی زیر نگاهی سرد... ویا با صدای گریه عاشقی زیر درختی پیر... آری این صداها مقدمه ای است برای مردن!!! مردنی برای بهار... بهاری پس از زمستان...
✔کتــ☾ــے ...
من با تو قدم که بر نمی دارم هر ثانیه اش به روی تکرارم چون تیغ که بوسه می زند بر رگ من عادت دردِ شکل بُردارم شب تا به سحر که نیستی بی تو در خلوتِ این اتاق می بارم در سختی راه عشق هم بی تو من لیلیِ عاشق و خطا کارم! پاییز و عزای زرد لبخندی وقتیکه از عشق تو جنون دارم تو باش کنارم وُ صدایم کن از دوری تو به دل بدهکارم
✔کتــ☾ــے ...
وقتی که می فهمم وجودم شک برانگیز است وقتی که می فهمم نگاهم عین پاییز است وقتی وجود دخترک آغشته با سرماست دستان عشقت با سکوتش بد گلاویز است وقتی برای دیدن لبخند بی تابی «جسمم» مترسک در میان سبز جالیز است در بین قلب دخترک هایی که می بینی این قلب ویرانم مثال سنگ ناچیز است بردار وُ عشقت را ببر از شهر دلتنگی گرچه جوابم مثل تیغی بر دلت تیز است یک ماهی از خواب و خوراکت می کنی دوری اما جدایی بعد وصلت هم غم انگیز است
✔کتــ☾ــے ...
هر روز می بیند مرا اما به ناچاری هر روز آغازی پر از دعوای تکراری آرام می ریزد درونم نفرتی حاکی از چشم های آبیِ مرتیکه ــ سیگاری اینبار دلگیرم از این هرگز نفهمیدن: «مجبور از گریدن وُ زخم خودآزادی»! یک مشت عقده یک صدای تا حدودی فالش ارثیه ی این دخترک از روی ناچاری هرسال خردادی ترین شب را نمی فهمد دل خوش کنم تاکی به این تقویم تکراری؟ امواج مغزم بی صدا هی اوج می گیرند یک دست پر مهر ای پدر بی شک بدهکاری
✔کتــ☾ــے ...
این کلبه چون آتشکده ، زندان من است بیمارم و دیدار تو درمان من است هر چند که تنها و غریبم اینجا از عشق تو صد خاطره مهمان من است .
✔کتــ☾ــے ...
رفتم که نبینی پریشان شدنم را غمناک ترین لحظه ی ویران شدنم را در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم تا که یک لحظه نبینی غم تنها شدنم را
✔کتــ☾ــے ...
. ز من بگذر که من افسانه بودم شراب تلخ در میخانه بودم مرا در دست غم بگذار و برگرد که من با زندگی بیگانه بودم .
✔کتــ☾ــے ...
حقایق گاهی وقتا توی شوخی پیدا میشه خیلی احمقانه است اگر فکر میکنیم آدمها توی شوخیها دلشان نمی شکند . .