✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
میدونی شبیه ادمهای احمق میبینیم ک اومده حرفامو بهت گفته......................اما وقتی امروز ی دکتر متخصص گفت احمقم فهمیدم کجای کارو اشتباه کردم................/امروزفهمیدم خودمو تحمیل کردم.../
✔کتــ☾ــے ...
لبهایم تبسم تورامیخواهد.....
✔کتــ☾ــے ...
من ازاون لبخندهای مهربونت میخوام ک طعمش روب دنیا نمیدم..............
✔کتــ☾ــے ...
دلت میگیره................ میری..............
✔کتــ☾ــے ...
گمانم ...خسته ای......مستی ب چهره ات می امد ...میدانستی؟
✔کتــ☾ــے ...
خـــُـــבایـــــــــا .... تو کـﮧ میبینے مـלּ شاگرב خوبے نیستـمــ. ..!! تو کـﮧ میبینے مـלּ בرسامو خوبــ پس نمیـבمــ ..!! تو کـﮧ میبینے مـלּ בر تمامــ امتحاناتــ تو مرבوב میشمــ ..!! پـَـس چــــــــرا؟؟!! پـَـس چرا ، پرونـבه مو نمیذارے زیر بغلمــ و از اینجا بیرونمــ نمیکنے؟؟؟
✔کتــ☾ــے ...
تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد /من همان که ابتدایش بوی پایان میدهد/ خوب میدانم که یک شب /، یک شب بی انتها /عشق روی دستهای /بی کسم جان میدهد /
✔کتــ☾ــے ...
در باور آمدنت در جاده های خیال به هر سو میدوم و تورا از هر عابر و رهگذری می پرسم : او را ندیدید ؟؟ همه میگویند : "او" دیگر کیست ؟؟؟ میگویم : اویی که شبیه هیچکس نیست میگویند دیوانه و میروند . . . . . . میبینی ؟ برای خود اسم و رسمی برپا کرده ام ! . . . "دیوانه"