✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
دیگر نمی خواهم سخنی بگویم؛ از آنچه میان من و تو گذشته است گرچه مرا آزرده است اما اینک به تاریخ پیوسته است / تمام توانم را بکار بستم، آنگونه که تو نیز کردی / دیگر سخنی نیست تا بر زبان آوریم؛ و نه تکخال معجزه آسایی که عیان داریم/ ... همه چیز از آنِ غالب می شود / و مغلوب در گوشه ای با حقارت خویش می ایستد / می ایستد در جوار آنکه غالب است، این تقدیر برنبشته ی اوست / من در میان بازوانت بودم / گمان می کردم بدانجا تعلق دارم / در ذهن خود می پروراندم که معقول جلوه کنم / برای خود پرچینی ساخته بودم، آشیانه ای / گمان می کردم که در آنجا نیرومند خواهم بود / اما گمانم باطل بود، نادان بودم / اسیر دست آئین ها / خدایان در آن بالاها تاسی می اندازند / ذهن هاشان از قالبی یخی نیز سردتر است / درست در همان هنگام، یکی این پایین، عزیزی را از دست می دهد / همه چیز از آنِ غالب می شود / و مغلوب، راهی جز فروغلتیدن در اعماق ندارد / به همین سادگی، به همین روشنی / من چرا دیگر ناله و شکوه براه کنم / اما به من بگو، او نیز تو را آنگونه می بوسد که من پیشتر می بوسیدمت؟ / احساس مشابهی در تو برمی انگیزد، آنگاه که نامت را..
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
من پری كوچك غمگینی را می شناسم كه در اقیانوسی مسكن دارد و دلش را در یك نی لبك چوبین می نوازد آرام آرام پری كوچك غمگینی كه شب از یك بوسه می میرد و سحرگاه از یك بوسه به دنیا خواهد آمد غریبه
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
بخاطر من بیا....نگو شکستی نگو بریدی..منم مث تو دلم گرفته....
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
راز من ... عشق من..... از چشم ترم زود مرو... صد جانم به فدایت ز برم زود مرو نکنم شکوه که دیر آمدی در بر من لااقل دیر آمدی به سرم زود مرو بنشین یک دم واز چشم ترم زودمرو ای شکسته تو شکستی مویه کردی .... گریه کردی ... از ته دل غصه خوردی . من با هاتم . خاک پاتم . تو صداتم تو صداتم من رفیق گریه هاتم عشق در تو... شور در تو.. بی تو من جایی ندارم... بی تو فردایی ندارم من باهاتم ... مثله بارون تو چشاتم مثله غصه تو صداتم... چون پرنده در هواتم عشق در تو شور در تو بی تو من هیچم
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
طاقت بیار....طاقت بیار....تو قلبتو به دست تنهایی نده....روزای خوب و جا نزار....بخاطر منم شده طاقت بیار....
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
آموخته ام که ؛ وقتی با کسی روبرو می شویم ؛ انتظار " لبخندی " از سوی ما دارد . آموخته ام که ؛ لبخند ارزانترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید . آموخته ام که ؛ باد با چراغ خاموش کاری ندارد . آموخته ام که ؛ به چیزی که دل ندارد ، نباید دل بست . آموخته ام که ؛ خوشبختی جستن آن است نه پیدا کردن آن
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
چرا به من نگاه نمیکنی؟ چرا سری به تنهایی من نمیزنی؟ به تو سلام میکنم که روزگاری حرفهایم را میان آیینه ها قسمت میکردی سلام مرا سبز کن ای یگانه ای که کهکشانهای حوالی خانه ات پاییز و زمستان ندارد...
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
من او را رها کردم تا او خود را در یابد و چقدر سخت است عزیزترینت را رها کنی اما من انقدر او را دوست دارم که او را رها میخواهم برای همیشه رها از تمامی بندهاوزنجیرها هر چند او هیچگاه در بند من گرفتار نبود چرا که من خود اینگونه خواستم و هیچگاه بخاطر همیشه بودن با او برای او بندی نساختم اما او ....... در بند خود گرفتار بود .... ای کاش از خود رها شود همانگونه که من با او از بند خود رها شدم
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی به جز گریز برایم نمانده است رفتم كه داغ بوسه پر حسرت ترا با اشكهای دیده ز لب شستشو دهم غریبه
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
فرصت نشد بگم....من عاشقت شدم....
✔کتــ☾ــے ...
توسط موبایل
اگر تو نباشی: بی تعارف و مبالغه بگم همه چیز طعم زهر را خواهد داشت حتی عسلی كه از همه به گل سرخ شبیه تر است اگر تو نباشی: از اینجا میروم و آسمان را هر چند شیرین و شفاف با خود نمی برم آنقدر دور میشوم كه نسیمی از كنارم عبور نكند و چشمم به چشم ستاره ای نیفتد اگر تو نباشی: نه شعر می گویم نه با ماهی ها حرف میزنم نه شبها به آغوش ستاره ها پناه میبرم فقط صبح تا شب خاطرات صدفهای شكسته را مرور میكنم تمام این باغ ها . شقایق ها. سنجابهای بازیگوش . رودهای پر جنب و جوش . اقیانوس های آرام و دیوارهای بی بام با توست كه زیباست اگر تو نباشی: چه خواب باشم چه بیدار حتم دارم روزگار تكه كاغذی هست افتاده در گوشه خیابانی دراز خیابانی كه پای هیچ عاشق به آن باز نشده است اگر تو نباشی : چه در كنار پنجره بایستم چه در شبستانی نمورو بی نور بنشینم اشتیاقی برای دیدن آفتاب ندارم و دوری تو را حتی به اندازه ی یك نفس كشیدن تاب ندارم پس چرا رفتی و منو با كوله باری لز غم تنها گذاشتی چرا جوانه عشق را در دلم خشكاندی چرا چرا چرا ؟؟؟