✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
امروز رفتم کتابخونه...داشتم تحقیق اخرپایان ناممو مینوشتم...هرکتابی برداشتم تو قبلا خونده بودی....اسمت بود...همه جا یادت افتادم دیونه شدم
✔کتــ☾ــے ...
❤ آمد !! ... چرخید !! ... عطر ِ تنش در خانه ام پیچید !! ... باید نامی برای او بگذارم ؛ باد (!) ... گردباد (!) ... برباد داد زندگی ام را ؛ رفت ... /❥
✔کتــ☾ــے ...
با بغض میگویم: زن که باشی ، گاهی بی دلیل اشک میریزی و با تمامی تلاشت.. ریز ریز خرد میشوی..!! آرام اشکم را پاک میکند .. با صدای خسته میگوید: مرد که باشی بیشتر و بیشتر تلاش میکنی.. بی صدا خرد میشوی... حق اشک ریختن هم نداری....!
✔کتــ☾ــے ...
بــﮧ قرعــﮧ / .. هـــر خیـالـﮯ کــﮧ از مـن بـردارﮯ بـﮧ تــو ختــم مـﮯ شـود .. /
✔کتــ☾ــے ...
گناهش گردن خودت ... آن روز روزه بودم كه حسرت تو را خوردم !!!