✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
شده بعضي وقتا يهو ديگه دوستش نداشته باشي؟ به خودت مي گي اصلاً واسه چي دوستش دارم؟ مگه کيه؟ مگه واسم چيکار کرده؟ ... مگه چي داره که از همه بهتر باشه؟ ... ... ... ... ... ... ... ... ... اصلاً من که خيلي از اون بهترم.... بعد به خودت مي خندي که اصلاً واسه چي اينقدر خودتو اذيت کردي؟ يهو، يه چيزي يادت مياد.... يه چيز ِ خيلي کوچيک.... يه خاطره.... يه حرف.... يه لبخند.... يه نگاه.... و بعد.... همين.... همين کافيه تا به خودت بياي و مطمئن بشي که نمي توني فراموشش کنی .
✔کتــ☾ــے ...
تو کوچه های خلوت خیال های عاشقی • روی نبض هر ترانه ای • هیچ باوری • به پای قلب من نمیرسد! • برو بگرد ببین … • کی قد من دوستت داره؟؟؟
✔کتــ☾ــے ...
نامت از ساقهایم شروع میشود از دلم عبور میکند و دهانم را به آتش میکشد. چطور میتواند مرگ از تو تنها گودالی را پر کند؟ شاعر مرگ را درمینوردد؛ پیش از آنکه موعدش فرا رسیده باشد …
✔کتــ☾ــے ...
عاشق هم شدی مثل ” زلیخا ” سمج باش… آنقدر رسوابازی در بیاور… تا خدا خودش پادرمیانی کند..