✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم ، غصه معنایی ندارد تا تو میخندی برایم
✔کتــ☾ــے ...
دلـت به ماندن نیست بـرو، عشـق که گـدایی نـدارد. یادت نیست مگر؟ ... این نذر مـن بود، که کوه شوم و پای نبودنهایت بمانم
✔کتــ☾ــے ...
سیب دلم ... لک زده است برای عطر دستانت ! گمم نکن !! قول .. که گوشه ی حافظه ات .. آرام بنشینم ! بگذار بمانم !.. آرام گوشه حافظه ات فقط
✔کتــ☾ــے ...
رفتن هم حرف عجیبی است شبیه اشتباه آمدن است.
✔کتــ☾ــے ...
دیروز عزراییل را دیدم با همان کیف پستچی مآبش پر از قبض روح و به سراغ مشترکین می رفت مصرف عمر من بالا رفته است خیلی زود نوبت من می شود.
✔کتــ☾ــے ...
خودت را از خانه تفریق کن
و با چمدانت جمع ببند
همین خیابان تو را تا آخر عمر سواری خواهد داد
✔کتــ☾ــے ...
خدایکی...یار هم یکی یکی.....