✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
هذيان با آيينه
خواهش می کنم نامم را بخوان خواهش می کنم مرا به نام کودکی ام بخوان دل بسوزان به حالم و فقط یکبار دیگر مرا به نام کودکی ام بخوان نامم را بخوان از آن روز دوری که باد وزیدن گرفت، خواهش می کنم خواهش می کنم نامم را بخوان از آن روز دور که بوته چای هنوز چند شکوفه داشت باقی در گوشه حیاطمان که دانه های برف سبکبال می رقصیدند مرا بخوان، خواهش می کنم