✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
بــا احتیـــــاط بخـــوانید ... . . . این شعـــر لغزنده ست بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت..............
✔کتــ☾ــے ...
ی دل تنگ برام مونده...........و ی عالمه هدفهایی ک دارم بهشون میرسم.........
✔کتــ☾ــے ...
از دلتنگی هام بگم؟دارم میرم سفر اونم ب مدت نامعلوم ب شمال................مسافرت دوس ندارم..اونم وقتی قلبم تو کرج جا می مونه.............اجباره بایدبرم.......دانشگاه رفتن پراز دردسره....
✔کتــ☾ــے ...
چون تولدت ...اقاس...................یادخاطرات نیمه شعبان کاخ نیاورون بخیر...هیئت بچه های فدایی مراسم داشتن............یادمه اولین شب یکی از بچه های گیلان ی نوحه خوند....مو ب تن همه سیخ شد...صدای زیبایی داشت.......همراه باهاش ساز میزد...همه لذت بردن...........ی روحانی هم باهامون بود...خیلی باحال بود اسمش اقای دوبیتی گذاشتیم...برای هرسوال یا چیزی ی دوبیتی میگفت...شاعرهم بود.............یاد روزایی بخیر ک کل ایران و جمع میکردن دخترو پسر جشن صاحب زمان میگرفتن...انجمن ها..........