دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

وقتي بانگاهي بهت ميگن بخاطرتو همه چيز پيش اومده............بي تفاوت ميشي بعدازمدتي................ومهرت ب همه كم ميشه

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

احساس ميكنم فكرم خستس......توان حرف زدن هم ندارم....چ برسه فك كردن ......

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ي سوتي عظيم دادم...بعددوسال تازه رفتم ودقيق نگاه كردم ديدم زده مرد...من همش بهش ميگفتم بانو..................الان كجا سرموبكوبم ب ديواررررررررررررررررررراخه

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بــخــوان!ا برایم از شعرهایی بخوان که هیچ گاه نسروده ای از عاشقانه هایی که هیچ وقت نوشته نشده بخوان که چشمان ، من جبرئیل توست تو تنها بخوان بخوان …

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

برای پروانه شدن پیله‌ی دستان تو کافی‌ست... من را محکم‌تر در آغوش بگیر.

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

کوه نیستی اما، صدایت که می زنم، شعر و شور و عشق به من باز می گردد......................... از: مریم ملک دار برگرفته از کتاب: نام دیگر حوا

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من قولِ تو را به تمامِ شهر داده بودم........ به تمام کوچه های بن بست به تمام سنگفرشهای خیس....... به تمام چترهای بسته به تمام کافه های .....دنج اما حالا که فنجان ها از من نا امید شده اند....... باور میکنم از اول هم کافه چی.......... قولِ تو را به قهوه ی دیگری داده بود !................................. از: سمانه سوادی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

عجیب هوس کرده ام دستهایت را مثل نوزادی که در جستجوی سینه ی مادرش......... با دهان باز تمام گهواره را نفس می کشد .......دستهای من خالی اتاق را به کبودی می رود وقتی.......... نا امید می شود از لمس مهربان ترین اتفاقی که نمی افتد از چشمهایم...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شعر صدای نفس های توست وقتی سر بر سینه ام می گذاری و کلمات گورشان را گم می کنند!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ترجمۀ بوسه های تو شعرهاییست که دهان به دهان نسل در نسل در هزارۀ تاریخ می پیچد.................... از: نیلوفر ثانی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

چه کاری از من برمی‌آید؟ وقتی عشق تمام خودش را می‌ریزد توی چشم‌های تو و نگاه‌ام می‌کند............... از: مریم ملک دار

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

باز عاشقت شدم داشتم .......آهنگی گوش می‌دادم که شبیه موهای تو بود............ مثل یک جعبه جواهر که در بیابان به دست آدم داده‌اند....... نمی‌دانم باهات چکار کنم....... هیچ کس دگمه‌های مرا باز نکرده بود......... جز تو که می بستی و باز می‌کردی.......... نمی‌دیدی دگمه‌ی آستینت به یقه‌ام دوخته شده .........و نگاهت بر لب‌هام دال یادم رفته بود یا میم؟ بوسیدن که یادم نمی رود عشق من!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

از ندیدنت هی می‌میرم....... به امید دیدنت هی نو به نو زنده می‌شوم........... تنها یک میز برای من بخر........ همین و نان جوهرم که تمام شد ..........مرا هم ببر دلم باز شود.. در بازار پرندگان بعد بیا روی میز بخواب ببین. چه داستانی می‌نویسم.... از آن ملافه‌ی ‌سفید و اندام تو چه انتظار بیهوده‌ای است....... خورشید که تو را به دستانم هدیه نخواهد داد!