✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
اشتباه نیس...همه اش واقعیت محض است.............دیوانگی ام..............
✔کتــ☾ــے ...
بخاطر خنده های مردونت دنیارو زیرو رو میکنم...........
✔کتــ☾ــے ...
از سرگیجه..از تهوع...از حرفایی ک قورت میدم....از خستگی چی میفهمی.................../نقاب نقاب لعنتیه منه/
✔کتــ☾ــے ...
چی میدونی از تنهایی شبهای.........
✔کتــ☾ــے ...
چی میفهمی ازدرد کسی ک ارایش میکنه......پف چشمهاشو نبینن...چی میفهمی از دلی ک خوش نیس......................
✔کتــ☾ــے ...
اشک ک نه هرشب دلتنگی درو میکنم..................دیونه نه من بی او هیچم هیچکسی نمیفهمه حالمو...........
✔کتــ☾ــے ...
دلم برای خودم تنگه.........باهمون خنده های بلند..دلم تنگه برای خود خود خودم..............
✔کتــ☾ــے ...
من دروغم ... یه دروغ... مثل آرامش شهرای شلوغ ... مثل یک پنجره بسته به خواب ... مثل یک کودکیه رفته به باد ...
✔کتــ☾ــے ...
کوچ همان کوچ بود و سفر همان سفر........................ شاید فقط جای لحظه ها عوض شده بود..................... تنهایی همان بود همان تنهایی همان ....................... من هم اگر چیزی نگفتم از روی عادت بود و تکرار افسوس ........................... حرفی هم اگر هست این است.................... : " خسته ام ....... " آری خسته ام....................
✔کتــ☾ــے ...
من از تنهایی میبارم............
✔کتــ☾ــے ...
چششمهاش پراز حرفه......دلتنگه.....چیکارکنم............هان چه کاری ازم برمیاد وقتی خودم ب زور جلوی اشکای لعنتی مومیگیرم.............
✔کتــ☾ــے ...
اره خیلی تلخه.....بهترینتوببینی لاغرشده و چشمهاش غمگینه...کمه ازخودت متنفربشی...ک نتونی نشه بهش کمک کنی................ب چه دردی میخوری کتی اخه........