اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند... گاهی باید رفت و بعضی چیزها که بردنی ست با خود برد... مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور... و آنچه ماندنیست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند... رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی... و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی بمانی...
@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ نيستي ولي يادت گرامي باد ، نميتونم بدون رد پا ازت بگذرم بايد يجوري خالي شم همچين درست خيلي با ريتم ؛ بگذريم موضوع بر ميگرده به زمان هاي اولي که تاز پا تو عرصه گذاشتم براي خدمت به خلق خدا ؛دوهزاريم از اونجايي متلاشي شد که فهميدم تو برف نيستي حتي بعد ها از اين اتفاق فهميدم تو يخي هستي که آب نميشي همجوري که زمان ميگذشت هي با خودم به چالشهايي از اين قبيل برخورد ميکردم گذر زمان آموخت که برفها ميتوانن قلب نيز داشته باشند قلبي پر از خون و شفقت حالا ميپرسي عجبا جکيا تو چگونه بر شفقت من ايمان آوردي خُب خيلي سادست با شرکت در آزمونهاي قلم چي و مدرسان شريف راستي دوست من از زماني که رفتي فهميديم چقدر عاشقتم ؛خــُب اينکه اطلاع پيدا کردم که در پست آخر تان ناخوش بوديد بسيار پريشان احوالم کردي و با غزل گود باي پارتي راه انداختن مجلسي اعداي از جوانان چشم دل پاک ،حالشان را مخدوش کردي ولي حال که شما نيستي از موضع خود دفعا کنيد ولي ما يه فرصت 30 روز به شما هديه ميدهيم تا از آرمان هاي خود حرف بزنيد و چگونه جوانان اين مرز پر گهرو دلتنگ کردي ديگه کارکترام رسيد به ثانيه هاي آخرش کلام آخر اينکه من