دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بانو دلتنگ.... هات شدم...............

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خط و نشون کشیدم...ک خدای نکرده چشمهام تورونبینه........................اره دوری دوستی همینه..............

این ارسال را بازنشر کرده است.
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
توسط موبایل در وقتی...

میان تو پست های غمگینت تودیدگاهاش دلقک میشن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
ضس (937).jpg ✔کتــ☾ــے ...

فاصله که می افتد میان لبهامان................... شعر تو را می خوانم.................... اینگونه نقش لبهامان یکی می شود لااقل ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

مي خورم حرف هايم را و تو از ته مانده اش تلخيِ گنگي را مزه مي كني...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ایـــن روزها همه خیـــــالم شده قدم زدن در خیـــــال ....! ببینم ...کفش های قصیریم که اذیتت نمی کند.....؟!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی فلاح
علی فلاح

مادرم رفت.. من موندم و هزاران حرفِ تو دلم.. چه زخم و زبون هایی که بهش زدن و بعدِ مرگش اومدن زار و زار گریه کردن! خواهر! برادر! خاله و دایی و .. که هرکدوم وقتی مادرم مریض بود اونا هم مریض بودن!! همه از مریضیش خسته شده بودند اما من مونده بودم و نفس های آخرش و ضربان قلبی که شروع به صفر شدن کرده بودن! انگار همین الانه!! 125 - 100 - 85 - 66 - 50 - 37 و صدای هشدار!! همین جا بود که بغضم ترکید! به بی مادر شدن نزدیک میشدم.. هر لحظه بیشتر از پیش.. فریاد زدم.. پرستار! کجایین؟! مادرم داره از دست میره! ضربان قلب 0 شده بود و ضربان قلب من 120 شاید هم بیشتر! شوک! ماساژ قلب! تنفس مصنوعی هم نتونست جلوی بی مادر شدن من در روز تولدم رو بگیره.. و اینطور شد که من تو روز تولد 22 سالگیم یکی از نعمتهای بزرگ زندگیم! تنها غمخوارم! تنها کسی که کلمه به کلمه حرفم رو می فهمید! کسی که تا آخرین لحظات زندگیش ، کم نیاورد و برای اینکه دل پسرش رو به درد نیاره، سوال میپرسیدم خوبی مامان؟ با چشماش میگفت آره! که مبادا من ناراحت بشم! رو از دست بدم و هر سال تو این روز برای مادرم سالگرد برگزار کنم! مادرم رفت اما همیشه با من هست!

و 62 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رضـــی
رضـــی
توسط پیامک

انسان نمی تواند ک ِ بهش شده را کند , اگر کند ک ِ نیست ../

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آلبالو نوشت...
57013970908350751633.jpg آلبالو نوشت...

تَوَهِمِ روزهایِ بی کسی همین است . . .پاییز باشَد و تو نباشی و یک دریایِ آرام و شن هایِ خیس . . . و غروبِ سرد شایَد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...

روزهایِ آلوده . . . شب هایِ سیاه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
12-123.jpg آلبالو نوشت...

بعد از مَن . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
403270_308665785856275_995928161_n.jpg آلبالو نوشت...

سال های بی کسی شاید ... اتفاقی، از جنسِ بود ...

این ارسال را بازنشر کرده است.