یعنی ماشین بالای وزن یه تن از تو کوچه رد میشه خونه ی ما در حد سینی دست عروس خانوم تو مراسم خواستگاری میلرزه! معلوم نیست این خونه رو با سیمان ساختن یا ژله! حتی یه بار اینقد خونه تکون خورد که حالت دریازدگی بهم دست داد رفتم لب پنجره بالا آوردم تو دریا
پانوشت: دریازدگی در نتیجه عدم تطابق سلولهای حسی مغز انسان که وضعیت تعادلی فرد را کنترل میکنند، به وجود میآید. درون کشتی، یا قایق در حال تلاطم، در چشمان افراد هیچ حرکتی مشاهده نمیشود اما مایع داخل گوش میانی، به خاطر حرکتهای کشتی درون گوش جابهجا میشود. با جابهجائی مایع در گوش میانی، پیامهای مختلفی از وضعیت تعادل شخص به مغز ارسال میشود. سلولهای حسگر داخل گردن، عضلات و مفاصل، تغییرات تعادلی و اطلاعات اضافه دیگری را هم به مغز ارسال میکنند که بستگی به حرکت شخص و نگهداری تعادلش در کشتی دارد. بههم خوردگی در ارسال پیامهای متعدد و همچنین تداخل حسگرهای مختلف، موجب میشود که حسگرهای دیگر بدن که حالت تهوع و استفراغ در انسان به وجود میآورند نیز به کار بیفتد.
منبع مطلب علمی : [لینک]
والا این پستای عاشقونه و عمق فاجعه رو که میبنیم میگم من .......... بخورم عاشق بشم والا پاهامون رو میذاریم رو هم تخمه میشکنیم، غم هجران هیج کسی هم ما را نخواهد کشت اگه فک میکنین من اون گربه ای هستم که دستم به گوشت نمیرسه....... کاملا در اشتباهید! من بابام قصابی داره
حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست.. که روی اون « هــا » کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم... بعد وایسیم آب شدنش رو تماشا کنیم... رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی باید پاش وایستی ..