دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
1358676295413857_large.jpg ✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
توسط موبایل در دلتنگی...

یعنی تو نباشی ومن دردامو روی همین بنویسم..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥ نگام خستس..........

این ارسال را بازنشر کرده است.
شهرام شکوهی
sha-191822212.jpg شهرام شکوهی
توسط موبایل توسط ...Ali

بازم شب و بارون ...می زنه بیرون تو خیابون...حیرون و سرگردون...عاشق و ویرون زیر بارون

این ارسال را بازنشر کرده است.
...Ali
...Ali
توسط موبایل در تنهایی من

کنار پنجره/سیگار بر لب/دستان سرد/و این فندک لعنتی/روشن نمی شود/مثل روزگارم خاموش است/تو را نمی دانم/اما من حالم سخت خراب است/خدایم دور/چشمانم تر/ذکر هر روزم مرگ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر ṧ◎тḯ
سحـــر ṧ◎тḯ

خوش به حالت ...!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@iOxygen من تنهایی مو کم اوردم..........

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@امیر (رهگذر) شوما اسمشو چی میزاری...........خستگی؟من اسمشو میزارم بریدن از زندگی.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mostafa
eyd.jpg Mostafa

کاغذی - دیدگاه:

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mostafa
Mostafa

ما دریاچه ارومیه بودیم، خشک شد، الانم دارن از نمکش تو چیپس ساده نمکی چی توز استفاده میکنن، نمک گیر شدین

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mostafa
glass.jpg Mostafa

امروز داشتم به نیمه ی پُر لیوان فکر میکردم، ینی از هر لحاظ با نیمه ی پُر یه آمیب تک سلولی برابری میکنه! خدا یه پارچ آب بریز تو لیوان ما

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mostafa
his.jpg Mostafa

بیایید اندکی به گذشته ها برگردیم، زمانی که شماها نبودید عزیزانم، زمانی که کاربرای دنبالر فقط من بودمو پنج شیش تا از بچه های دیگر که سرجمع دو نفر نمیشدیم! بگذارید کمی فکر کنم...آری تصویری سیاه و سفید از آن سالهای سخت در خاطرم هست، آن سالهایی که دنبالر سرور نداشت ولی من و چند نفر دیگر توی دنبالر بودیم! آری اون زمونا یادم هست که دنبالر باتری قلمی میخورد، از چاه آب میکشیدیم، سوت و کور بود اینجا، آخرین پست ماله 72 ساعت پیش بود، عنکبوت میزد، هرزگاهی بچه ها نطقی میکردند و سخنی به میان می آمد. آن زمانی که ما اینجا بودیم و رسما به عضویت میکروبلاگ در آمدیم شماها داشتید با صفحه ی "قند و پند" تلتکست سرگرم میشدید. خیلی روزهای سختی بود، همین اندک جمعیتی که بودیم بعضی ها لوس میشدند، قهر میکردند (از جمله بنده) و میگفتند ما داریم برای همیشه میرویم ز این منزل... و از این حرف ها، بچه های دیگر الکی نازشان را میخریدند، الکی شکلک قلب و بوسه برایشان میگذاشتند که نروند و نکند اتحادمان از هم بپاشد و در این جنگل سایبری دوام نیاوریم (عزیزانم هزار کاراکتر من تمام شد، چناچه علاقمند به درس تاریخ هستید بروید دیدگا

این ارسال را بازنشر کرده است.
زری
زری
توسط موبایل

کسی وکه قصدماندن ندارد.. ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
حنانه
حنانه
در مشاعره

دوای تو دوای توست حافظ.. لب نوشش لب نوشش لب نوش..

این ارسال را بازنشر کرده است.
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
توسط موبایل در درد دل ..

دستانم رابه دستان می سپارم ودرد دل می کنم با درختان هم عالمی دارد..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.