@✔کتــ☾ــے ... شبی خواب نوشتن داشت این دل که دیدم شمع را از قدر یاری نیست با دل پرسیدم شمع،... کین پریشان حالی ات علت کجاست خود که آتش بر دل هر چه صبوری این چیست؟ که اتش زده دیوان تورا گفتم اش تصویر کن،...نقشی از علت،...همان چیزی که اتش بر دلت انداخته شعله ای زد،... عکس یک پروانه را در نگاه اش آتشین تصویر کرد.....
ایــــــن اشکــــــــ هــــا از قلبیستــــــــ که شبیــــــه دخترکـــــــــے لجبـــــــاز فقطـــ تــــو را مے خواهـــد و از بـــــازے با خاطراتـــــــــــ خستهـــ شـــــــده . . .