غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق / بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار / زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی / آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک / تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود / تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری / پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی / داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون / تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق / نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه / عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت تو ای خاک ...
مرا بــاور کن ... همانطور که هـــستم ... رنـــگ خــودم !! و مرا آنگونه بخواه که ترســیم شده ام سـاده ســاده ... !! این دل کوچــکم می شکند وقتی ... از باورهای غلط جامعه می بافی و به زور بر تنم می کــنی !!! آهـــسته فرو می ریزم ... با صــدایی بلند ... !!!
نمیدونم اسمش چیه..هرچی هست این حس و دوس دارم که هنوزم از شنیدن صداش قلبم میلرزه....ونفسهای نداشتم تنگترمیشه...چندبار خواستم اسپری بزنم اما دلم نیومد یه لحظه صداشو کمتر بشنوم.....نمیدونم اسمش چیه اما دوس دارم این حس و