ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست
بارها این کودک احساس من
زیر باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود
با غروری هم قد و بالای بام آسمان
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود
بارها این دل به جرم عاشقی
زیر سنگینیه بار غم شکست
من تو را آسان نیاوردم به دست
در به دست آوردنت بردباری ها شده
بی قراری ها شده شب زنده داری ها شده
در به دست آوردنت پایداری ها شده
با ظلم و جور روزگارسازگاری ها شده
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
میخواد این دل عشقو بندگی کنه
پا به پای لحظه زندگی کنه
دل من با غصه درگیر نمیشه
مو سپیده اما دل پیر نمیشه
هنوزم دل هوس دلبر جونی میکنه
نمیدونم چرا احساس جوونی میکنه
من و زندگی با هم . دو تایی سازش میکنیم
سرنوشت هر چی نوشت . اونو ستایش میکنیم
وقتی با گذشت عمر لحظه هامون پر پر میشه
به یه چشم به هم زدن آتیشا خاکستر میشه
بیا به مهربونی عادت بکنیم
تا میتونیم به هم محبت بکنیم
هنوزم دل هوس دلبر جونی میکنه
نمیدونم چرا احساس جوونی میکنه
من و زندگی با هم . دو تایی سازش میکنیم
سرنوشت هر چی نوشت . اونو ستایش میکنیم
وقتی با گذشت عمر لحظه هامون پر پر میشه
به یه چشم به هم زدن آتیشا خاکستر میشه
بیا به مهربونی عادت بکنیم
تا میتونیم به هم محبت بکنیم
هنوزم دل هوس دلبر جونی میکنه
نمیدونم چرا احساس جوونی میکنه
گلهای خشك تو گلدون خبر از درد میده
خبر از جدایی و زندگی سرد میده
وقتی با شوق فراوون به خونه رو می آرم
به من آزاد تو فرمان عقب گرد میده
نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه كاری كن یه كاری كن واسه خونه دلم تنگ بشه
خونه آخرین پناه واسه ی خستگیهام
خونه آخرین امید واسه دلبستگیهام
من خسته واسه گفتگو یه همراز می خوام
واسه پر كشیدنام رفیق پرواز می خوام
نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه كاری كن یه كاری كن واسه خونه دلم تنگ بشه
چگونه ماهي خود را به آب مي سپرد !
به دست موج خيالت سپرده ام جان را .
فضاي ياد تو، در ذهن من، چو دريائي است؛
بر آن شكفته هزاران هزار نيلوفر .
درين بهشت برين، چون نسيم مي گذرم،
چه ارمغان برم آن خنده گل افشان را ؟
بنشین کنار من
بنشین که داغونم
اگه موندنی باشم
به عشق تو می مونم
بنشین کنار من
خیلی دلم تنگه
دارم هوای گریه
دلداریت قشنگه
همیشه توی سینه
می زدم تو رو فریاد
وقتی یادت می کردم
گریه مهلت نمی داد
برای درد دل هام
یه هم زبون می خواستم
یه جون پناه برای
یه خسته جون می خواستم
بنشین کنار من
بنشین که داغونم
اگه موندنی باشم
به عشق تو می مونم
دلم رو روزگار بدجور
بد جوری سوزونده
به غیر از یک دل عاشق
واسم چیزی نمونده
تویی که بهترین یاری
بقیش دست تقدیره
که گاهی دست و پا گیره
آدم وقتی میشه تنها
یه روزی باورش میشه
که از جون خودش سیره
که از جون خودش سیره
دلم رو روزگار بدجور
بد جوری سوزونده
به غیر از یک دل عاشق
واسم چیزی نمونده
بنشین کنار من
بنشین که داغونم
اگه موندنی باشم
به عشق تو می مونم
بنشین کنار من
خیلی دلم تنگه
دارم هوای گریه
دلداریت قشنگه
دلداریت قشنگه