یـــکی از همیـــــــن روزهــــــــــا بایـــد خدا را صدا بــــــــــزنم یک میــــــــز دو نفــــــــره دو صنـــــــــدلــی یــــــــکی مـــــــن یـــــــــکی خــــــدا حــــــرف نمـــــــیزنم نـــــــگاهم کافیــــــست میـــــــــدانم برایـــــــــم اشــــــــک می ریــــــــزد!!
حلاصه ب دخترا ک اول فک میکردن من دختر بچه ام ........گفتم با چادر میتونی بری تو اب گفت بله ک میرم گفتم خوب خیمت خیس میشهینی وقتی مامانم اومد جفتشون خفه شدن.....میرفتن از اونطرف مادورمیزدن تذکرمیدادن منم با بلوز وشلوار و شال بودمخداییش لباسم مناسب بود
اخامن امتحانم تموم شد رفتم پیش ارمان...لب دریا داشت با اب کشتی میگرفت...یورتمه میرفت تو اب فسقلیدوتا خانوم محترم اومدن با چادر ک خانوم حجابت و رعایت کن داشتم باهاش.ن بحث میکردم ک مادر محترمم اومدو از خجالتشون عجیب دراومد