✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
از تمام این ضمایر بی تو کاری بر نمیآید اسمها، جسمند هرچه خواهد باش من «تو» میخواهم.
✔کتــ☾ــے ...
:: وقتی که نیستی حس میکنم که پنجره، دیوار دیگری است حس میکنم که مزهء باران، عوض شده ست. ::
✔کتــ☾ــے ...
شانههایت دم صبح خنکایی دارد که سر داغ مرا مرهم ازوست.
✔کتــ☾ــے ...
:: فصلها تغییر خواهد کرد عطر باران تو در هر فصل طعم ویژهای دارد. ::
✔کتــ☾ــے ...
:: سهم من، از تو عطر بارانی که در گرمای تابستان هدر میرفت. ::