✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
بغل هاي يهوويي......................قهركني غربزني اخرش بگه تنهايي ك نميشه ب ارامش رسيد
✔کتــ☾ــے ...
اين هواي دونفرو روكجاي دلم بزارم اخه...............هعي خدااااااااااااااا بارووووووووووووووووووووووووووووووووووون مياد شر شرررررر
✔کتــ☾ــے ...
من زنم.حسودم.................ب تك تك نفسهايت....اين منم زن بودنم ضعفم نيس.............حسادتم عشق است..........بابرق خاص خودش
✔کتــ☾ــے ...
فقط يك چيز....عطرم را حفظ باش ..........گاهي اگرنبودم كناردونفره هايمان يادم كن............
✔کتــ☾ــے ...
4تاقرص..............ب نيت خواب راحت وشفاي سردرد قربت الله
✔کتــ☾ــے ...
بــلاتکليفم... مــثل کتاب فــراموش شده اي که روي نــيمکت يک پارک سوت و کور بــاد ديــوانه نــخوانده ورقــش مــيزند... هر ورقــش بــيت بــيت غــزلش ، قــصه ی من...
✔کتــ☾ــے ...
اه... که چه اندازه سخت است با تردید نگاه کردن. دیگر هر نشانه و حرکتی از تو برای من معنایی دیگر داشت و هزارتفسیر برایش داشتم. شاید شک را بتوان مانند خوره دانست که به جان ادمی میافتد و هرچه هست نابود میکند. امروز دیگه فارق از دل نگرانی های آن روز که تنها برای تو بودو ترس از نبودنت نشسته ام و نگاه میکنم تاشاید فرصتی پیدا کنم برایه روزهایی که از کف داده ام....