✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
مامانم وقتی میره سر خاک تا اروم بشه ی روز طول میکشه.........الان صداش میاد داره میحرفه...........با مدیر ساختمون.................../فرهنگ خیلی چیز مهمیه........../
✔کتــ☾ــے ...
اینا مهمونی داشتن...چایی و ابزار پذیرایی شونو ازما گرفتن...ارمان قاطی کرد امروز بسکه اومدن درخونمون..............خداروشکر تذکر اقای مدیر خیلی جدی بودو رسما تهدیدبود...نگو بیچاره مریض بوده فقط احترام نگه داشته تاالان برن مهمونا....کل ساختمون اومدن تو راه روی ما.............
✔کتــ☾ــے ...
اقای مدیر ساختمون اومد کارد میزدی خونش در نمی اومد.............ظهری میخواستم خودمواز همین طبقه4روم پرت کنم پاینن طبقه ما مهدکودک شده بود4تامیرفتن...8تا بچه می اومدن........
✔کتــ☾ــے ...
مهمونای همسایمون رفتن.................طرف 35سالشه 6تا بچه داره............همه کنار سروصداشون معرکه هستش.........
✔کتــ☾ــے ...
میزان چسبیده شدن یک جنس مونث ب مذکر بیشتره تا مذکر ب مونث....................../ب زور مخاطب میخوان و ابدا هم کوتاه نمی ایند./
✔کتــ☾ــے ...
لایک اجباری...و خطابهای مسخره...............