✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
گاهی دلم میخواهد بزنم به دنده بی خیالی. خودم را راحت کنم و هرچه دلم میخواهد بنویسم. اصلا بزنم توی خط غر زدن و گیر دادن و بی هیچ تعهد و قیدی نیش زدن به این و آن.... گاهی دلم میخواهد مثل اغلب آدمهای دور و برم فحش بدهم و خودم را تخلیه کنم. دلم میخواهد به جای این که سرم را پایین بیندازم و به مسائل مهم تر فکر کنم، بگویم "گور بابای همه شان" و "باید رفت اما نمیشود. من اینجا هستم و چیزهایی هست که دوستشان دارم و برایم مهم اند و نمیتوانم قید همه چیز را بزنم. چیزهایی هست که برایم از خودم مهم ترند. و این زندگی را برایم سخت میکند.
✔کتــ☾ــے ...
حوصله ام برفی ست! با یک عالمه قندیل دلتنگی از گوشه ی دلم آویزان! آهااااااااااااای! کا[!]ت کمی "ها" کنی که" اب" شوم...
✔کتــ☾ــے ...
من عاشق يهويي هاتم /يهويي دوس داشتنت يهويي بغل كردنت يهويي ديونكي نكاهت:*
✔کتــ☾ــے ...
خيلي احمقانه بود زدن طرحي اين مدلي اين وقت شب...حالا بايد وايسم خشك بشه
✔کتــ☾ــے ...
رفتم يكي زدم تودهن ارمان واومدم...................بيشعور انقد سروصدا راه انداخته تو اتاقش انگار صدنفر پارتي گرفتن..........